الارتياد ، و أناة المقتبس المرتاد ، في مدّة الأجل ، و مضطرب المهل . ( 12 ) فيا لها أمثالها صائبة ، و مواعظ شافية ، لو صادفت قلوبا زاكية ، و أسماعا واعية ، و آراء عازمة ، و ألبابا حازمة ( 13 ) فاتّقوا اللّه تقيّة من سمع فخشع ، و اقترف فاعترف ، و وجل فعمل ، و حاذر فبادر ، و أيقن فأحسن ، و عبّر فاعتبر ، و حذّر فانزجر ، و أجاب فأناب ، و راجع فتاب ، و اقتدى فاحتذى ، و أري فرأى . ( 14 ) فأسرع طالبا ، و نجا هاربا ، فأفاد ذخيرة ، و أطاب سريرة ، و عمر معادا ، و استظهر زادا ، ليوم اضطراب [ بندگان در محلّ ] مهلت . ( 12 ) پس اى چه بزرگ است آن مثل هاى رسنده به صواب ، و وعظهاى شفا دهندهء مرض جهل ، اگر بيايد دل هاى پاك كننده ، و گوش هاى نگاه دارنده ، و راى ها و اعتقادهاى قوى شونده ، و خردهاى هشيار كننده ( 13 ) پس پرهيزيد از خدا پرهيزيدن كسى كه بشنيد پس بترسيد ، و كسب كرد گناه پس معترف شد ، و بترسيد پس عمل كرد ، و بترسيد پس پيشى گرفت به طاعت ، و يقين بدانست حقّ را پس نيكوئى كرد ، و عبرت نمودند پس عبرت گرفت ، و بترسانيدند استاد ، و اجابت كرد خوانندهء خدا را پس توبه كرد ، و باز گرديد پس توبه كرد ، و پى برد پس بر سنّت و نهاد رفت ، و بنمودند پس بديد . ( 14 ) شتاب كرد [ در حالى كه ] جويندهء [ حق بود ] ، و نجات يافت [ در حالى كه ] گريزندهء [ گناه ] پس فايده گرفت ذخيره نهاده [ را براى روز جزا ] ، و
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٤٠