في تركيب صورها ، و مدد عمرها . ( 17 ) بأبدان قائمة بأرفاقها ، و قلوب رائدة لأرزاقها ، في مجلّلات نعمه ، و موجبات مننه ، و حواجز بليتّه ، و جوائز عافيته . ( 18 ) و قدّر لكم أعمارا سترها عنكم ، و خلّف لكم عبرا من آثار الماضين قبلكم ، من مستمتع خلاقهم ، و مستفسح خناقهم . ( 19 ) أرهقتهم المنايا دون الآمال ، و شذّ بهم عنها تخرّم الآجال . لم يمهدوا في سلامة الأبدان ، و لم يعتبروا في جمع كننده [ است ] اعضاء بزرگ آن را ، [ و موافق است به اطراف و ] جوانب آن ، در فاهم آوردن و نشاندن صورت هاى آن ، و [ در ] مدتّ هاى عمر آن .
( 17 ) به بدن ها [ يى كه ] قيام كننده [ اند ] به منافع خود ، از مأكول و مشروب و ملبوس ، و دل ها [ يى كه ] جوينده [ اند ] مر روزى هاى آن [ بدن ها ] را ، در معظمات عام بودن نعمت هاى خدا و واجب هاى عطاهاى [ او ] ، و باز دارند [ ه ] هاى بلاهاى او ، و جوايز عافيت او . ( 18 ) و تقدير كرد مر شما را عمرها ، فرا پوشيد آن را - يعنى مدّت عمر شما را - از شما ، و بگذاشت مر شما را عبرتى از نشانههاى گذشتگان پيش از شما ، از برخوردارى گرفتن ايشان نصيب [ خود از دنيا ] ، و [ در ] جاى فراخ بودن [ پيش ] از گلو گرفتن [ مرگ ] ايشان [ را ] . ( 19 ) در رسيد ايشان را مرگ ها پيش [ از ] اميدها ، و جدا كرد ايشان را هلاك كردن اجل ها ، كه نگسترانيدند [ و مهيّا نساختند عمل هاى شايسته ] براى نفس خود در حال سلامتى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٤٢