تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة مقدمهء سيد رضى 4

مساهمون:

صمقدمهء سيد رضى ٤
و الجمّ الذي لا يحافل . ( 12 ) و أردت أن يسوغ لي التمثل في الافتخار به عليه السلام بقول الفرزدق :
أولئك آبائي فجئني بمثلهم * إذا جمعتنا يا جرير المجامع ( 13 )
و رأيت كلامه عليه السلام يدور على أقطاب ثلاثة : أولها ، الخطب و الأوامر ، و ثانيها ، الكتب و الرسائل ، و ثالثها الحكم و المواعظ ، فاجتمعت بتوفيق اللّه على الابتداء به اختيار محاسن الخطب ثم محاسن الكتب ثم محاسن الحكم و الآداب . ( 14 ) مفردا لكل صنف من ذلك بابا ، و مفضّلا فيه أوراقا ، لتكون مقدمة لاستدراك ما عساه يشذ عني عاجلا ، و يقع إليّ آجلا . فإذا جاء شيء من كلامه - [ عليه السلام ] - الخارج في أثناء حوار ، أو جواب سؤال ، أو غرض آخر من الأغراض - في غير الأنحاء التي ذكرتها ، و قررت القاعدة عليها - نسبته إلى أليق الأبواب به ، و أشدها ملاحمة لغرضه . ( 15 ) و ربما جاء فيما أختاره من ذلك فصول غير نرسد ، و بسيار و پر است آنك فخر نكنند به جمعيّت . ( 12 ) و خواستم كه روا بود مرا مثل زدن در نازيدن به او ، عليه السّلام ، به گفتار فرزدق شاعر : « آن گروهان پدران من اند پس بياور به من مانند ايشان ، چون جمع سازد ما را اى جرير مجمع ها و انجمن ها » . ( 13 ) و ديدم من سخن او را - بر او باد سلام - مى گرديد بر سه ستونها : اوّل آن خطبه [ ها ] و فرمان ها ، و دوّم آن نامه‌ها و پيغام ها ، و سيّم آن حكمت ها و وعظها ، پس جمع آوردم و عزم كردم به توفيق خدا بر ابتدا كردن به برگزيدن خوبى هاى خطبه‌ها ، پس از آن خوبى هاى نامه‌ها ، پس از آن خوبى هاى حكمت ها و ادب ها . ( 14 ) [ در حالى كه ] فرد كننده [ بودم ] مر هر صنفى از آن اختيار [ را ] بابى ، و زياد كننده [ بودم ] در او ورق ها [ يى ] تا باشد مقدمّه‌اى براى در يافتن آنچه شايد آن را دور شود از من اين زمان ، و واقع شود به من زمانى ديگر . پس چون آيد چيزى از سخن او ، [ عليه السّلام ] ، بيرون در ميان سخن ، يا جواب سؤالى ، يا مقصودى ديگر از غرض ها ، در جز از اين طرف هايى آنك ياد كردم من ، و قرار دادم بنا نهادن را بر آن ، نسبت كنم آن را و الايق ترين باب ها به آن ، و سخت ترين آن [ باب در ] وادوسانيدن براى مقصود آن . ( 15 ) و بسيار كه آمد - در آنچه