خلاف اثر جمله - يا نامتناهى بود « 1 » ؟
و محال بود كه نامتناهى بود ؛ زيرا كه قوت جملهء آن جسم - در تأثير كردن - سختتر از قوت جز وى بود .
و اين مقدمه به مشاهدت ، خود مىدانيم ، و آثار جمله ، بيشتر از آثار بعضى بود ؛ پس محال بود كه نامتناهى باشد .
يك قسم بماند كه آثار « 2 » پاره جسم متناهى باشد ؛ و از آن لازم آيد كه آثار جمله متناهى باشد .
زيرا كه جزو ، مقابل جمله است ؛ يعنى آن پاره را نسبتى معين تواند بود ، به جملهء آن جسم ؛ چون ثلث و ربع و مانند آن . پس لازم آيد كه آثار جمله متناهى باشد .
مثلا آثار پارهاى از پارههاى آن جسم - هزار پاره ، يا صد هزار پاره - و آن پاره ربع آن يا سدس [ بود ] . و چون سدس را ، يا ربع را ، هزار اثر بود ، خمسة أسداس يا ثلاثة أرباع ، به نسبت معلوم شود ، و نامتناهى بود . و اين خلف است و محال .
خصوصا كه ثابت شده است كه اجسام متناهى است ؛ و اين برهانى درست است ، اما به چند شرط ؛ و آن شرايط اينجا فرو گذاشته است .
پديد آمد كه « قوت نامتناهى در جسم نتواند بود « 3 » » و قوت نفس نامتناهى است ؛ زيرا كه آن چيزهايى كه نفس بر آن قوت دارد ، از تصور معقولات و رياضيات است ؛ و اعداد آن نامتناهى است ؛ و نفس به دريافت آن قوت دارد . و همچنين امور طبيعى و الهى ؛ و قوت نفس به دريافتن آن چيزهاى نامتناهى ، يك قوت است .
و چون درست شد كه قوت نفس ، به دريافتن چيزها ، نامتناهى است ؛ لازم آيد كه نفس ،
هامش
( 1 ) . متن عربى : نسخهء مورخ 606 هجرى چنين است : « احدها : انه لا يمكن ان يكون لجسم من الاجسام قوة غير متناهية البته ؛ و لا يمكن ان تكون قوة غير متناهية موجودة فى جسم ؛ لان كل جسم قابل للتجزى ، فالقوة قابلة للتجزى ضرورة .
فمقوي كل واحد من تلك الاجزاء : اما ان يكون متناهيا ، من جملة الغير المتناهى الذى يقوى عليه الكل فيكون مجموعها متناهيا ، و ذلك مقابل قوة الكل ، فالكل يقوى على متناه فقط . هذا خلف .
و اما أن يكون كل جزء ، او جزء ما ، يقوى على جميع ما يقوى عليه الكل ، و هذا ممتنع ؛ لان القوة الكل اشد من القوة الجزء ، و مقوماته اكثر .
فبين من هذا انه لا يمكن ان يكون قوة غير متناهية فى جسم متناه ، و لا سيما اذا اثبت ضرورة ان « كل جسم متناه » . ثم النفس غير المتناهى القوة ، لان ما يقوى عليه من التصورات العقلية غير متناهية مرارا ؛ لأن بعض المعقولات هى الامور الرياضية و هى غير متناهية . و كذلك كثير من الامور الطبيعة . ( مجموعهء عكسى شمارهء 6146 كتابخانهء مركزى ، ورق 120 )
( 2 ) . در متن « آثاره » آمده است .
( 3 ) . در متن عربى ، پس از اين جمله ، چنين آمده : « و لا سيما اذا ثبت ضرورة ان كل جسم متناه » . اما ترجمهء فارسى ، اين عبارت در اين نسخهء خطى نيامده است . ( اضحويه ، چاپ قاهره ، ص 99 ) .