و راحت ، وى را است . و درست كرديم « 1 » كه وى باقى است ، بعد از فناى بدن ؛ ظاهر شد كه ما ، در آخرت همانيم كه بوديم نه چيزى ديگر .
بلى از چيزها كه بيرون از ماست ، متجرّد شويم . و ما ، در هر دو حال يك چيزيم ، و چيزى ديگر نمىشويم . و آنچه از ما باقى است ، نه جزوى از ماست ، بلكه خود حقيقت ماست ؛ و همان است كه بود . و چون حال بر اين جمله باشد ، ظن اول خطا باشد .
هامش
( 1 ) . يعنى ثابت كرديم .