تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه رساله اضحويه ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
سبب همهء تورات تشبيه است . و در قرآن ، اين توحيد كه ما اشارت كرديم [ نيامده ] و هيچ صريح بيان نكرده است ، بلكه آنچه گفته است ؛ يا تشبيه است ، يا تنزيهى مطلق . چنان كه گفته است كه : « مثل و مانند ندارد » « 1 » . و اما در خبر نه چندان تشبيه است كه حدّى دارد . و چون توحيد كه اصل همه است چنين است ؛ ديگر چيزها ، چون معاد و آخرت ، و لذت و راحت ، چون تواند بود ؟ و اگر كسى گويد كه : در سخن عرب مجاز بسيار است ؛ و الفاظى كه در ظاهر موهم تشبيه است ، چون : روى و دست و پاى ، و آمد و شد ، و خنده و شرم و خشم ، همه درست است ، بعضى از روى مجاز و بعضى از روى حقيقت ؛ و نهاد سخن بر آن دلالت مىكند . جواب دهيم كه : شك نيست كه عرب بعضى الفاظ را چون كار فرمايد حقيقت نخواهد ، بلكه مجاز خواهد . و در قرآن بعضى جايها ظاهر است كه به لفظ مستعمل ، آن معنى نمىخواهد كه لفظ آن را نهاده‌اند ، بلكه مجاز را مىخواهد . اما اين آيت كه
« فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ
« 2 »
»
و آيت ديگر كه
« [ هَلْ ] يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ ، أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ ، أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ »
« 3 » ، بدين قسمت كه به لفظ او ياد كرده است ، و آنچه مانند اين است ، هيچ وجه آن ندارد كه گويند « مجازى است » . مگر كه گويند « اضمارى هست در اين آيت » . يعنى سخنى ديگر مىبايد تا سخن درست شود ، و آن سخن را بيفكنده است . ليكن آن كس كه اين گويد ؛ راضى شده باشد كه غلط افتد در فهم ، و در اعتقادات شبهت و كژى ننشيند ، چون ظاهر فهم كنند . بل آنچه گفته است :
« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ . . .
و
ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ »
جاى مجاز و استعارت است . و بر فصحاى عرب اين پوشيده نماند كه از امثال اين الفاظ ، مجاز مىخواهد . و نيز هر كه وى را بر لغت عرب معرفت باشد ، داند كه مجاز است . چنان كه در آيتهاى پيشتر برشمرديم « 4 » « ظاهر است كه مجاز نمىخواهد » اينجا ظاهر است كه مجاز مىخواهد . و اگر چنان انگاريم كه به اين جمله آيتها مجاز مىخواهد ، كجاست در قرآن آيتى كه يك دلالت دارد به حقيقت توحيدى كه علما و حكما از آن بحثى كنند ؟ و كجاست آن معانى باريك كه ايشان گفته‌اند ؟ چنان كه وى « عالم الذات » است ، يا عالم است به علم . « قادر الذات » است ، يا قادر است به قدرت . و ذات وى يگانه است ، اگرچه صفات بسيار دارد ، يا آنكه پذيراى
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ( 42 ) -لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ( آيهء 11 ) ( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) - آيهء 210 ( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) - آيهء 210 ( 4 ) . سورهء اعراف ( 6 ) - آيهء 158