تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه رساله اضحويه ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
گروهى روا مىدارند باز آمدن نفس را به هر جسمى كه باشد ، اگر حيوان باشد ، و اگر نبات . و گروهى مىگويند كه : هرآينه بايد كه حيوان باشد . و گروهى مىگويند كه : روا [ نباشد ] « 1 » كه نفس مردم جز با كالبد مردم آيد . و اين گروه ديگر باره به دو گروه‌اند : گروهى مىگويند كه : نفسى كه بدبخت باشد - و دانش حاصل نكرده باشد - واجب آن است كه باز به بدن آيد تا تمام شود ، و مستعد رستگارى گردد . و گروهى مىگويند كه : جملهء نفوس را تناسخ واجب است . اگر بدكردار باشد ، و دانش حاصل نكرده باشد ، به آن كالبد آيد كه پيوسته در رنج و غم و محنت باشد . و اگر علم و دانش حاصل كرده باشد ، نيكبخت است ، باز به كالبدى آيد كه در نعمت و راحت باشد . و از تناسخيان جماعتى - كه به قرآن گرويده‌اند - اين آيت كه :
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ . . .
« 2 »
»
بر مذهب خويش تفسير مىكنند ، و مىگويند : دليل مىكند كه ايشان امثال مااند در كالبد ، و انباز در نفس به قوّت « 3 » . يعنى كه روا باشد كه نفس مردم در كالبد مرغ آيد ، بعد از مفارقت از كالبد مردم ؛ بدان تفصيل كه بيان كرديم . و اين آيت ديگر كه گفته است :
« حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ »
« 4 » مراد آن است كه : نفس بدكردار پيوسته از بدنى به بدنى لطيفتر مىشود تا صافى شود ، و چنان شود كه در كالبد كرمى خرد آيد كه از خردى « 5 » در سوراخ سوزن تواند شد . اين جمله در بيان مذاهب است در « معاد » و حقيقت آن ، و آنچه از حكما در اين باب نقل
هامش
( 1 ) . در متن « روا باشد » آمده ، و متن عربى چنين است : و فرقة لا يجوزون دخول نفس انسانيه ، فى نوع غير الانسان اصلا . ( اضحويه ، چاپ قاهره ، ص 41 ) ( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) -وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ( آيهء 38 ) ترجمه : و نيست هيچ جنبنده‌اى بر زمين رونده ، و هيچ مرغى كه هست در هوا به بالهاى خويش پرنده ، مگر آن كه هستند همچون شما خدا آفريده و روزىخورنده ، هيچ چيز فرو نگذاشتيم در كتاب ، يعنى لوح محفوظ ، پس زنده شوند همگان ، و به پيشگاه خداى بازگردانيده شوند در آن جهان . ( 3 ) . متن عربى : هو انهم مشاركون لنا فى نفوسهم بالقوة . ( چاپ قاهره ، ص 42 ) ( 4 ) . سورهء اعراف ( 7 ) - . . .وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ( آيهء 40 ) ترجمه : . . . به بهشت راه نمىيابند تا آنكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد . ( 5 ) . در متن « خورد » و « خوردى » آمده .