وجود مقتضى يعنى اينكه وضو گرفتهام يقين دارم و لكن در وجود رافع شكّ دارم ، بدين معنا كه مثلا وضو گرفتهام و لكن پس از چندى شكّ دارم كه آيا حدثى از من صادر شده است تا رافع طهارت باطنيّه باشد يا نه ؟
* باتوجّه به مقدمه فوق دومين پاسخ شيخ به سومين دليل حضرات چيست ؟
اين است كه : اگر به اين دليل كه گاهى به وجود مقتضى يقين داريد لكن در حدوث وجود رافع شكّ ، امور عدميّه از محل نزاع خارج شود و تنها امور وجوديّه مورد بحث باشد ، پس بايد به همين دليل ، باب شكّ در رافع هم از محل نزاع خار شود و محل بحث منحصر به شكّ در مقتضى باشد . چرا ؟ زيرا در باب شكّ در رافع فرقى نمىكند كه ما علّت محدثه را علّت مبقيه بدانيم يا ندانيم بلكه در هر دو باب استصحاب جارى مىشود ، بخاطر اينكه در هر حال علّت و مقتضى مسلّم و محرز است ، و چه مبناى اوّل را بگيريم ، چه مبناى دوّم را تأثير مىگذارد .
و لذا بايد اين نيز از محل بحث خارج شود و حال آنكه خواهد آمد كه هر دو قسم شكّ در مقتضى و رافع محل بحث است و دليلى بر خروج يك قسم وجود ندارد .
* غرض از ( يمكن توجيهه ايضا : بانّ الغرض الاصلىّ هنا . . . ) چيست ؟
سومين پاسخ شيخ به دليل سوّم حضرات است مبنى بر اينكه : عدميّات و وجوديات هر دو در محل نزاع داخلاند ، منتهى در توجيه آن مىتوان گفت : علّت اينكه حضرات براى امور وجوديّه استدلال كردهاند و نه عدميّات ، اين است كه : هدف اصلى دانشمندان اصولى در اينجا تحصيل ادلّهء احكام شرعيّه است و احكام شرعيّه هم از امور وجوديّهاند ، و بلاشكّ آنچه بطور مستقيم دليل بر حكم شرعى مىشود استصحابات وجوديّه است و نه استصحابات عدميّه .
و لذا براى حجيّت استصحاب آنگونه استدلال شده است كه علت محدثه ، علّت مبقيه نيز هست يا نه ؟ و الا بحث اختصاص به وجوديات ندارد .
* پس غرض از ( مع انّه يمكن ان يكون الغرض تتميم المطلب . . . ) چيست ؟
چهارمين پاسخ شيخ به سومين دليل حضرات است مبنى بر اينكه : همانطور كه وجوديات در محل نزاعاند ، همينطور هم عدميّات داخل در نزاعاند و لذا نياز به اثبات دارند ، منتهى وجوديات را از راه همين دليل سوّم اثبات مىكنيم و لكن عدميات را از راه انضمام اجماع مركب به اين بيان كه : در باب استصحاب جماعتى آن را مطلقا حجّت مىدانند چه در وجودى و چه در عدمى ، و جماعتى هم آن را مطلقا حجّت نمىدانند ، جمعى هم قائل به تفصيل بين وجودى و عدمى هستند به اينكه استصحاب در عدمى را حجّت مىدانند و لكن در وجودى حجّت نمىدانند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٧