دارم پس استصحاب مىكنم عدم طهارت را در طول اين مدت و نتيجه مىگيرد كه پس نمازم باطل بوده است حال سؤال اين است كه : آيا اجراى استصحاب در اينجا صحيح است يا نه ؟
شيخ مىفرمايد : بله ، اجراى اين استصحاب فى حد نفسه بلامانع است ، و لكن مانع ديگرى سر راه است و آن قاعدهء فراغ است كه مىگويد : به شكّ بعد از عمل اعتنا نكن و بگو انشاءالله نمازى كه خواندهام صحيح بوده است چرا كه قاعدهء اليقين حاكم و مقدم بر قاعدهء استصحاب است .
* فرض و يا مرحلهء چهارم چيست ؟
چون محل بحث نيست ، شيخ آن را مطرح نفرموده و ما نيز از طرح آن خوددارى مىكنيم .
* پس غرض شيخ از ( فافهم ) چيست ؟
شايد اشاره باشد به اينكه اين استصحاب ذاتا و با قطع نظر از حكومت قاعدهء فراغ جارى نمىباشد ، چرا كه اصل مثبت است .
* جهت اطلاع بفرمائيد چه تفاوتى ميان قاعدهء مقتضى و مانع با قاعدهء استصحاب وجود دارد ؟
1 - در قاعدهء مقتضى و مانع ، قضيهء متيقّنهء ما با قضيّهء مشكوكه دو چيز است بدين صورت كه ما به وجود مقتضى يقين داريم و لكن در وجود مانع شكّ دارى .
2 - و لكن در استصحاب ، قضيّهء متيقنه با قضيّهء مشكوكه وحدت دارند . فى المثل : عدالت فلان زيد در ديروز متيقّن بود و لكن همان متيقّن ديروز امروز مشكوك است كه تفصيل مطلب خواهد آمد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٤