تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
حقّ ورود به نماز را نداشته و بايد براى نماز ظهر و عصرش وضو مىگرفته است . * مراد از ( و لا يجرى فى حقه حكم الشكّ . . . ) چيست ؟ پاسخ به يك سؤال مقدر است كه تقديرش چنين است : آيا در فرض فوق قاعدهء فراغ جارى نمىشود ؟ كه شيخ در پاسخ مىفرمايد : خير ، بخاطر اينكه قاعدهء فراغ اختصاص دارد به شكى كه پس از عمل حادث مىشود و حال آنكه شكّ فرد مزبور در اينجا قبل از نماز ظهر حاصل شده و به فعليت رسيده است . * حاصل مطلب در ( نعم ، لو غفل عن حاله بعد اليقين بالحدث و صلّى . . . ) چيست ؟ بيان مرحلهء دوّم در فرع فقهى مزبور است مبنى بر اينكه : شخص مزبور قبل از ظهر يقين به حدث پيدا مىكند سپس بطور كلّى غافل مىشود تا اينكه نماز ظهر و عصرش را هم مىخواند ، آنگاه متوجه مىشود كه قبل از ظهر محدث بوده است و بعد از آن غافل شده است لكن در اين حال توجّه هم نمىداند كه آيا در اين فاصله وضو ساخته است يا نه ؟ در اين صورت نيز چون شكّ او در وضو گرفتن قبل از نماز و در حالت غفلت به فعليت نرسيده است ، شكّ تقديرى دارد . يعنى چه ؟ يعنى اكنون كه ملتفت شد شكش مقدر است به نحوى كه اگر قبل از نماز ملتفت مىشد چنين شكى برايش فعليت پيدا مىكرد . حال : ثمرهء دو قول در اينجا ظاهر مىشود بدين معنا كه : 1 - ما كه شكّ فعلى را در اجراى استصحاب معتبر مىدانيم مىگوئيم استصحاب عدم طهارت در اينجا جارى نمىشود چرا كه اركانش ناتمام است . بله ، قاعده فراغ در چنين موردى جارى است چرا كه شكّ اين مصلى در صحت و بطلان نماز بعد از عمل حادث و فعلى شده است و قاعدهء مزبور حكم مىكند كه او به اين شكّ اعتنا نكند . 2 - و آنها كه در اجراى استصحاب شكّ تقديرى را هم كافى مىدانند معتقدند كه در اينجا نسبت به نمازى كه اين فرد خوانده است استصحاب عدم طهارت شده و حكم به بطلان اين نماز مىكنند . * پس مرحلهء سوّم چيست و چگونه است ؟ در حقيقت همان فرض و مرحلهء دوّم است با اين تفاوت كه در اين مرحله كارى به حال قبل از نماز ندارد تا بگويد كه شكّ تقديرى است و بىفايده ، بلكه با حال پس از نماز كار دارد ، يعنى مىگويد : يقين سابق به محدث بودن يعنى در قبل از ظهر دارم ، شكّ لا حقّ در بقاء آن‌هم كه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 83 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى