تشريح المسائل
* موضوع و مدار بحث در امر پنجم چيست ؟
بيان اركان و مقوّمات استصحاب و اشارهاى اجمالى به پنج قاعدهء ذيل است :
1 - قاعدهء مقتضى 2 - قاعدهء اليقين و يا شكّ سارى 3 - استصحاب قهقرائى 4 - استصحاب تعليقى 5 - استصحاب مصطلح .
* منظور از ( انّ المستفاد من تعريفنا السابق . . . ) چيست ؟
اين است كه : استصحاب مصطلح بر دو ركن و دو ستون مستحكم استوار است كه هريك مخدوش شود ، ساختمان استصحاب فرومىپاشد .
1 - يكى محرز و مسلّم بودن وجود يك شىء ( مستصحب ) در زمان سابق است اعمّ از اينكه يك حكم شرعى باشد ، مثل وجوب ، حرمت و . . . و يا اينكه موضوع حكم شرعى باشد ، مثل عدالت فلان زيد و يا كريّت فلان ظرف آب و يا حيات فلان عمر و . . . به نحوى كه پس از عروض شكّ نيز آن وجود سابق در ظرف خودش مفروغ عنه باشد و لذا صرف اعتقاد به وجود سابق كه با آمدن شكّ زائل شده و از بين مىرود ، كافى نيست .
به عبارت ديگر : شكّ ما بايد در بقاء و استمرار آن موجود پيشين باشد و نه در اصل تحقّق آن به عبارت ديگر : شكّ ما بايد شكّ طارى باشد و نه شكّ سارى .
* مراد از شكّ طارى چگونه شكى است ؟
شكى است كه پس از احراز وجود يقين سابق حاصل شده و قدرت سرايت به يقين سابق در وجود ما كان را ندارد .
البته ، فرقى نمىكند كه يقين حاصلشده ، همزمان و همراه با اصل تحقّق متيقّن باشد و يا اينكه نه در زمان بعد حاصل شود ، آنچه مهم است اين است كه : اصل وجود شىء در سابق مسلم و محرز است ، فى المثل : زيد هفتهء گذشته قطعا و مسلّما عادل بود و من هم از همان هفته گذشته به عدالت او آگاه بودم ، و لكن امروز در بقاء عدالتش شكّ دارم ، و يا اينكه نه علم من به عدالت زيد در امروز حادث شده است ، يعنى امروز يقين حاصل كردهام كه زيد در هفتهء گذشته عادل بوده است ، درهرصورت شكى كه پس از اين يقين حاصل مىشود طارى و غير سرايتكننده به يقين سابق است .