يقين و شكّ فعلى و موجود است ( و نه فرضى ) و امّا اگر التفات و توجهى در كار نباشد ، استصحابى در كار نخواهد بود ، اگرچه فرض شود كه شكّ در آن برفرض التفات است ( خلاصه اينكه استصحاب تنها در فرض شكّ فعلى جارى است و نه در فرض تقديرى ) .
پس : كسى كه يقين دارد به حدث ( در ساعت 8 صبح ) در صورتى كه توجّه كند به حال خودش در زمان بعد ( مثلا 12 بعد از ظهر ) پس شكّ كند ( كه آيا پس از يقين به حدث وضو گرفته است يا نه ؟ ) استصحاب ( عدم طهارت ) در حقّ او جارى مىشود ( چرا كه در چنين فرضى اركان استصحاب تام است و يقين و شكّ او فعلى است و لذا بايد وضو بگيرد ) .
پس اگر غفلت كند از اين استصحاب عدم طهارت ، و نماز بخواند ، نمازش باطل است بخاطر امر سابق به وضو ( يعنى بايد اعاده كند چرا كه به حكم استصحاب ساعت 12 حقّ ورود به نماز را نداشت و دستور بر اين بود كه برو وضو بگير )
و نيز حكم شكّ به صحت بعد از اتمام عمل هم در حقّ او جارى نمىشود ، چرا كه مجراى ( قاعدهء فراغ ) شكّ حادث بعد از عمل است و نه اين شكى كه در مرحله قبل از عمل حاصل شده و به فعليت رسيده است ( يعنى قاعدهء فراغ كارى با شكهاى قبل العمل ندارد ) .
بله ، اگر پس از يقين به حدث ( در ساعات قبل ) از حال خود غافل شده ، نماز بخواند و پس از نماز متوجه حال خود شود و شكّ كند كه آيا در حال نماز طاهر بوده و يا محدث قاعدهء شكّ پس از فراغ در حقّ او جارى مىشود ( و نه قاعدهء استصحاب ) چرا كه شكش پس از عمل حادث شده است و قبل از عمل اين شكّ وجود نداشته است ، تا موجب امر به طهارت و وضوء و نهى از ورود به نماز شود .
بله ، اين شكّ لا حقّ ، به حكم استصحاب عدم طهارت موجب اعادهء نماز مىشود لكن در صورتى كه حكومت قاعدهء شكّ بعد الفراغ در حقّ او وجود نداشته باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٧٩