تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
الحاصل : احكام عقليّه و به تعبير ديگر مستقلّات عقليّه معلق‌اند به اينكه شارع آنها را رد نمىكند . * بطور خلاصه بفرمائيد شكّ در بقاء حكم عقلى به چند صورت تصوّر شد ؟ به چهار صورت تصوّر شد كه : 1 - در سه فرض و تصوّر آن استصحاب اصلا معقول نبود . 2 - در يك فرض و تصوّر آنكه الشك فى بقاء الحكم العقلى للشك فى بقاء موضوعه لاشتباه الأمر الخارجى بود ، استصحاب جايز بود فى المثل : مايعى است كه قبلا سمى بود و شربش عقلا قبيح ، تزريقاتى در آن صورت گرفته و لذا نمىدانيم كه اكنون هم سمى است تا شربش قبيح باشد يا نه ؟ در پاسخ به اين سؤال سه فرض وجود داشت كه در يك فرض آن استصحاب جايز شد ، و در دو فرض آن جايز نشد . * در محاسباتى كه در اين بخش صورت گرفت در كجا شكّ در حكم شرعى با شكّ در حكم عقلى متفاوت بود ؟ 1 - يكى آنجا كه گفته شد : الشك فى بقاء الحكم العقلى مع العلم ببقاء موضوعه . يعنى : معقول نيست كه موضوع حكم عقل باشد و عقل در حكم خودش شكّ بكند ، چرا كه معلول از علتش جدا نمىشود . و حال آنكه چنين چيزى در حكم شرعى معقول است يعنى جايز است كه انسان با علم به بقاء موضوع حكم شرعى ، در بقاء حكم شرعى شكّ بكند . چرا كه مناط صدور حكم با موضوع در لسان دليل فرق مىكند . مثل : الخمر حرام ، كه پس از رفع سكريت در آن ، شكّ در بقاء حرمت آن حاصل شد . موضوع كه خمر است باقى است و لكن چون احتمال مىدهيم كه مناط حرمت خمر بودن نباشد بلكه سكريت باشد ، چنين شكى براى ما پيدا مىشود . 2 - يكى هم آنجا كه گفته شد : الشك فى بقاء الحكم للشك فى بقاء الموضوع لاجماله در اينجا مجمل بودن موضوع در احكام شرعيّه معقول شد و حال آنكه اجمال موضوع در احكام عقليّه معقول نيست . 3 - يكى هم آنجا كه گفته شد : الشك فى بقاء الحكم للشك فى بقاء الموضوع لاشتباه الأمر الخارجى . در اينجا استصحاب موضوع در حكم عقلى به دو شرط جايز شد : 1 - در يك صورت كه استصحاب من باب ظنّ حجّت باشد و موضوع حكم عقل هم اعمّ از