تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
اين خود مايع خارجى است كه براى ما مشتبه است و ما نمىدانيم كه مسموم است و يا غير مسموم ، كه به زودى بحثش خواهد آمد . 2 - گاهى هم شكّ ما در بقاء موضوع به دليل اجمال آن است ، فى المثل : اگر شما امروز برخورد كنيد به يك ميت كافرى و شكّ كنيد كه آيا دفنش واجب است يا نه ؟ حكم عقل اين است كه : انت مخير بين الفعل و الترك . شما هم احدهما را اختيار كرده عمل مىكنى . حال : اگر فردا نيز دوباره برخورد كنيد به يك ميت كافر ديگرى و شكّ كنيد كه آيا دفنش واجب است يا حرام ؟ الشكّ فى بقاء التخيير . يعنى شكّ شما در رابطهء با همان تخيير ديروزى است بدين معنا كه آيا همان تخييرى كه ديروز در برخورد با ميت كافر اولى داشتيم ، در برخورد با اين ميت نيز از آن برخورد داريم يا نه ؟ پس : الشك فى بقاء حكم العقلى ، للشك لبقاء موضوعه . يعنى بخاطر اينكه نمىدانم موضوع تخيير كه دوران بين المحذورين است باقى است يا نه ؟ پاسخ اين است كه : بله موضوع امروز هم باقى است ، چرا كه اكنون هم ، دوران ، بين المحذورين است . به عبارت ديگر : وقتى در برخورد دوّم با ميت كافر شكّ پيدا مىكنيم كه دفن او واجب است يا نه ؟ ديگر شكى در موضوع نداريم . چرا ؟ زيرا موضوع از روز اوّل مجمل بوده است . به عبارت ديگر : آيا عقلى كه امروز و در برخورد اوّل حكم به تخيير مىكند ، موضوع اين حكم ، در برخورد اوّل دوران بين المحذورين بود يا چيز ديگرى بود ؟ اگر موضوع حكم به تخيير در برخورد اوّل دوران بين المحذورين مطلقا بود ، اكنون هم ، دوران بين المحذورين است ، و حكم هم باقى است . و اگر موضوع داراى قيد وجودى و يا قيد عدمى بود ، بدين صورت كه عقل گفته باشد كه در دوران الامر بين المحذورين فى ابتداء الأمر ، التخيير ، اين مربوط به برخورد اوّل به اولين ميت كافر است و اين موضوع در برخورد با ميت كافر دوّم وجود ندارد چرا كه قيد فى ابتداء الأمر داشته است و لذا آن تخيير اكنون ديگر وجود ندارد . يعنى : بايد همان‌طور كه در برخورد اوّل رفتار نمودى ، در برخورد دوّم نيز همان گونه برخورد نمايى چرا كه نمىتوانى بگوئى اكنون نيز تخيير است . به‌هرحال : اكنون كه شكّ ما در بقاء حكم عقل بخاطر مجمل بودن موضوع حكم است ، پس استصحاب مىكنيم بقاء حكم عقل را .