زيرا احتمال مىرود كه مناط حرمت غير از موضوع حرمت باشد ، يعنى شايد مناط حرمت سكر بوده ، اكنون از بين رفته باشد ، و لو موضوع باقى است .
الحاصل :
1 - الشكّ فى بقاء حكم العقل مع بقاء موضوعه ، غير متصور و غير معقول ، بخاطر اينكه موضوع و مناط يكى است .
2 - الشكّ فى بقاء حكم الشرعى مع بقاء موضوعه ، متصور و معقول ، چرا كه يحتمل كه مناط غير از موجود باشد .
* مادّه اشتراك حكم عقل با حكم شرع چيست ؟
اين است كه در هر دو مطلب چنين است كه اگر موضوع برود حكم هم مىرود .
* مادهء افتراقشان در چيست ؟
1 - در عقليات اگر موضوع بماند حكم عقل حتما مىماند ، چنان كه معلول از علّت جدا نمىشود .
2 - در شرعيات ممكن است موضوع باشد و لكن انسان در بقاء حكم شكّ كند ، چرا كه ممكن است موضوع در لسان دليل غير از موضوع واقعى باشد .
* جناب شيخ اگر اشكال شود كه بله ما نيز قبول داريم كه در احكام عقليّه با وجود موضوع حكم هست و با نبودن آن حكم هم نيست و لكن گاهى شكّ ما در حكم نيست بلكه در بقاء خود موضوع است ، يعنى : الشك فى بقاء موضوع حكم العقلى ، للشك فى موضوعه ، فى المثل :
1 - مايعى بود سمى ، عقل مىگفت : شرب هذا المائع السّمّي قبيح .
2 - تزريقاتى در اين مايع صورت گرفته و پادزهرهائى برآن افزوده شده است .
اكنون در اثر همين تحولات ما شكّ داريم كه آيا باز هم اين مايع سمى و مضر است يا نه ؟
استصحاب مىكنيم بقاء آن قبح را .
يعنى كه عقل قبلا شرب اين مايع را قبيح مىدانست ، اكنون هم قبيح مىداند ، چه اشكالى دارد ؟
برخى مىگويند : اينكه گفتيد : گاهى انسان در بقاء خود موضوع شكّ مىكند و اين شكّ سبب شكّ در بقاء حكم مىشود خود بر دو گونه است :
1 - گاهى شكّ در بقاء موضوع به دليل مشتبه شدن امور خارجيه است . فى المثل : اين يك مايعى است كه قبلا سمى بود و مضر ، اكنون نمىدانم كه باز هم سمى است و مضر يا نه ؟ يعنى :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 658
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٥٨