تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
مادامىكه موضوع هست حكم شارع نيز هست ، وقتىكه موضوع مىرود حكم نيز مىرود ، پس چطور است كه در حكم عقل استصحاب جارى نمىشود و لكن در حكم شرع جارى مىشود ؟ فى المثل : شارع فرموده : الخمر حرام ، حال مىگوئيم : مادامىكه اين مايع خمر است ، حرمت هم هست ، وقتى خمر مبدّل به خلّ شده حرمت هم مىرود ، چه استصحابى ؟ مىگوئيم تفاوت مطلب در اين است كه : 1 - در احكام عقليّه مناط حكم و موضوع آن هر دو يكى است ، مثلا مناط حكم عقل در قبح تصرّف ، تصرّف در ملك غير بدون اذنه ، مىباشد ، موضوع آن نيز ، تصرّف در ملك غير بدون اذنه مىباشد . و لذا مادامىكه اين مناط و موضوع هست ، حكم عقل هم هست ، وقتىكه رفت حكم عقل هم مىرود و لذا شكّ در هيچ‌يك از دو طرف آن وجود ندارد . 2 - لكن در برخى از احكام شرعيّه امكان دارد كه موضوع حكم غير از مناط آن باشد . به عبارت ديگر : ممكن است شارع روى يك مناط حكم بكند و لكن موضوع را چيز ديگرى قرار دهد و لذا شكّ در بقاء حكم در اينجا متصوّر است و زمينه براى استصحاب مهيا . فى المثل شارع فرموده : الخمر حرام ، حال : 1 - موضوع حرمت ، خمر است و خمر مايعى است كه به شيوهء مخصوص از انگور گرفته مىشود . 2 - لكن مناط اين حرمت : ممكن است همين خمريت باشد ، ممكن است ، سكريت باشد . به عبارت ديگر : ممكن است كه الخمر حرام به معناى المسكر حرام باشد . به عبارت ديگر : امكان دارد كه مناط حرمت مسكر بودن باشد ، و لكن موضوع در لسان دليل خمريت باشد . فى المثل : 1 - خمرى بود مسكر ، يعنى ما مىدانستيم كه حرام است چونكه خمر است و مسكر است . 2 - پس از مدتى ، خاصيت مسكر بودنش را از دست داد . اكنون ما شكّ داريم كه آيا حرمت در اين مايع باقى است يا نه ؟ بفرمائيد ببينيم با اينكه موضوع يعنى خمر وجود دارد ، منشا اين شكّ ما چيست ؟ چرا ما شكّ مىكنيم كه آيا اين مايع حرام است يا نه ؟