تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
كافى است كه يك لحظه علم اجمالى موجود شود . با موجود شدن اين علم اجمالى و لو در يك آن ، احتمال عقاب مىآيد و عقل مىگويد دفع عقاب محتمل لازم است و لذا تا زمان كه مطمئن نشويم ، اين حكم عقلى باقى است حصول اطمينان هم با امتثال همهء اطراف حاصل مىشود . * پس مراد از ( نعم ، يجرى استصحاب عدم فعل الواجب الواقعى و . . . ) چيست ؟ اين است كه اشتغال ذمّه به دو معنا به كار مىرود : 1 - گاهى مراد از اشتغال ذمّه همان تحصيل فراغت يقينيه است كه به حكم عقل است و قبل و بعد ندارد و لذا نوبت به استصحاب نمىرسد . 2 - گاهى هم مراد از بقاء اشتغال ذمّه اين است كه قبل از انجام بعض الاطراف واجب واقعى انجام نشده بود . حال پس از انجام بعض الاطراف شكّ مىكنيم كه آيا واجب واقعى انجام شده است يا نه ؟ استصحاب مىكنيم عدم انجام واجب واقعى را ، چرا كه اركان استصحاب در اينجا تمام است . لكن بايد بدانيد كه اين استصحاب داراى دو اثر است : 1 - يك اثرش اين است كه پس بايد محتمل ديگرى را انجام دهيم كه اين يك اثر عقلى است كه استصحاب از اين حيث اصل مثبت است و حجّت نيست . 2 - اثر ديگرش اين است كه پس واجب واقعى انجام نشده و همچنان باقى است كه اين يك اثر شرعى است و لكن به تنهائى فايده‌اى ندارد ، مگر اينكه باز هم حكم عقل به اشتغال و احتياط را ضميمه كرده ، حكم كنيم به انجام طرف ديگر . و لذا : اگر مسئله انضمام حكم عقل مطرح شود مىگوئيم : عقل از اوّل نيز حاكم به احتياط و انجام جميع الاطراف بود و تا آخر هم هست و نيازى به استصحاب نمىباشد . پس به عقيدهء ما كه شيخ انصارى هستيم استصحاب در احكام عقليّه به‌هيچ‌وجه جارى نمىباشد . * * *