1 - ما علم اجمالى داشتيم فى المثل به وجوب ظهر يا جمعه .
2 - به تبعيّت از اين علم يكى از دو طرف را انجام داديم و لذا اكنون ديگر علمى در كار نيست ، نه تفصيلا و نه اجمالا . و لذا شكّ مىكنيم كه آيا تكليف باقى است يا نه ؟ استصحاب مىكنيم بقاء تكليف را .
* پس مراد شيخ از ( لكنّه خارج عما نحن فيه . . . ) چيست ؟
اينست كه : اين استصحاب :
1 - به فرض جريان هم از محل بحث ما خارج است ، چرا كه مستصحب ما كه بقاء تكليف يعنى همان وجوب واقعى باشد از احكام شرعيّه است و نه عقليّه و حال آنكه بحث ما در احكام عقليّه است .
2 - مضافا بر اينكه در همين مورد هم استصحاب تكليف به بيانى كه ذيلا در جواب از استصحاب اشتغال مىآيد ، جارى نمىشود .
* غرض شيخ از ( و يظهر ايضا فساد التمسك با استصحاب البراءة و . . ) چيست ؟
رد نظر مشهور اصوليين در استدلال به استصحاب برائت براى اثبات برائت در شبهات بدويه است و به عبارت ديگر :
مشهور اصوليين در بحث شبهات بدويه برائتى شدند و براى اثبات آن به كتاب ، سنّت اجماع و حكم عقل از جمله همين استصحاب برائت تمسّك كرده گفتند :
1 - قبل از اسلام و يا پس از اسلام منتهى پيش از اطلاع مكلّف از شريعت ، نسبت به حرمت استعمال تتن مثلا و نسبت به وجوب غسل جمعه و وجوب دعا عند رؤية الهلال كه به ترتيب از شبهات تحريميه و وجوبيه هستند ، قطع به برائت ذمّه داشتيم .
2 - اكنون پس از آمدن شريعت و بيان واجبات و محرمات ، نسبت به بقاء برائت اصليه و ازليه نسبت به موارد مذكور بيانى پيدا نكرديم . در نتيجه اكنون براى ما شكّ حاصل شده است كه آيا هنوز هم همان برائت ذمّه اصليه باقى است يا اينكه نه مرتفع شده است و اشتغال ذمّه آمده است ؟
استصحاب مىكنيم برائت ذمّه را .
و لذا شيخ ( ره ) مىفرمايد : اينجا جاى استصحاب نيست ، چرا كه همان عقلى كه قبل از شريعت قاطعانه حكم به برائت مىكرد و مىگفت شما مرخص هستيد ، همان عقل بعد از شريعت هم نسبت به موارد مشتبه پس از فحص و ياس ، حكم به برائت مىكند ، چرا كه مناط حكم عقل در هر
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 650
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٥٠