تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
1 - گاهى عدم ازلى است 2 - و گاهى عدم غير ازلى است - امر وجودى هم : 1 - گاهى تكليفى است 2 - گاهى وضعى است 3 - گاهى تحريمى است 4 - گاهى ايجابى . صاحب فصول ( ره ) پس از اين تقسيم‌بندى به ذكر امثله‌اى پرداخت از جمله اينكه : 1 - گاهى حكم عقل يك امر وجودى تكليفى تحريمى است فى المثل : قبلا تصرّف در ملك الغير بدون اذن مالك آن عقلا قبيح بود . اكنون نسبت به اين تصرّف اضطرارى پيش آمده است و لذا شكّ مىكنيم كه آيا الآن نيز آن قبح عقلى و حرمت شرعى به تبع آن باقى است يا نه ؟ استصحاب مىكنيم بقاء قبح عقلى را . 2 - گاهى حكم عقل امر وجودى تكليفى ايجابى است ، فى المثل : - تاكنون رد الوديعه الى صاحبه عقلا واجب بود . - اكنون به دليل اضطرار و يا خوفى كه پيش آمده شكّ مىكنيم كه اكنون هم رد الوديعه واجب است يا نه ؟ استصحاب مىكنيم بقاء وجوب را . 3 - گاهى هم حكم عقل امر وجودى وضعى است ، فى المثل : - تاكنون علم ، عقلا از باب قبح عقاب بلابيان ، شرط تنجز تكليف بود . - اكنون در بقاء اين شرطيّت را . استصحاب مىكنيم بقاء شرطيّت را . خلاصه اينكه با وجود اين همه موارد و مصاديق براى حكم عقل تخصيص آن به عدم ازلى بىوجه است . و لذا شيخ ( ره ) در پاسخ به جناب صاحب فصول مىفرمايد : 1 - قبلا پاسخ دو مثال اوّل شما را داديم و گفتيم كه استصحاب در احكام عقليّه بدليل مبيّن و مفصّل بودن موضوع جارى نمىشود . به عبارت ديگر : از آن جهت كه موضوع حكم عقل بطور كامل محرز است و عقل در حكم خود دچار شكّ نمىشود ، نيازى به استصحاب نيست . * جناب شيخ اگر اشكال شود كه پس چرا اصوليين استصحاب عدم ازلى را جارى مىكنند چه مىفرمائيد ؟