مىگوئيم آن استصحاب حال عقل نيست ، بلكه استصحاب حال شرع است كه تفصيلا در تقسيمات و همين تنبيه سوّم بدان پرداختيم كه نتيجهاش اين شد كه : اين استصحاب حال شرعى است كه مطابق با استصحاب حال عقل است كه شما در مسئله دچار اشكال شدهايد .
2 - و در رابطهء با مثال سوّم شما بايد بگوئيم كه شرطيّت علم در تنجز تكليف هرگز مورد شكّ واقع نمىشود بلكه براى هميشه علم شرط تنجز تكليف است و لذا هيچگاه در بقاء شرطيّت علم در تنجز تكليف شكّ نمىشود تا كه شما بفرمائيد استصحاب جارى مىشود يا نه ؟
* پس مراد از ( نعم ، ربما يستصحب التكليف . . . ) چيست ؟
اين است كه بله ، در يك صورت شكّ در بقاء شرطيّت علم مطرح آنهم به اين صورت كه فى المثل :
1 - مكلّف قبلا علم تفصيلى به يك تكليف مثلا يقين به وجوب خصوص ظهر و يا جمعه در روز جمعه داشت
2 - پس از مدتى علم تفصيلى او به علم اجمالى تبديل شد و لذا اكنون شكّ دارد كه آيا آن تكليف هنوز هم باقى است يا نه ؟
در اينجا استصحاب بقاء تكليف جارى مىشود .
* آيا اين رأى شيخ در اينجا تمام است ؟
خير ، بخاطر اينكه :
1 - اگر مراد از اينكه مىگوئيم علم ، شرط تنجر تكليف است ، خصوص علم تفصيلى است در اينجا وجود ندارد بلكه علم اجمالى وارد شده است .
2 - وقتى شرط تكليف كه علم تفصيلى وجود ندارد ، پس مشروط هم كه تكليف است وجود نخواهد داشت و لذا شكى وجود ندارد تا كه استصحاب جارى شود . امّا اگر گفته شود :
1 - مراد از علمى كه شرط تنجز تكليف است اعمّ از علم تفصيلى و اجمالى است .
2 - وقتى مراد از علم اعمّ از تفصيلى و اجمالى باشد ، اكنون به صورت اجمالى وجود دارد .
3 - وقتى شرط تكليف كه علم اجمال است موجود است پس تكليف هم قطعا موجود است .
پس شكى وجود ندارد كه تا كه استصحاب جارى شود .
بنابراين فرمايش اخير شيخ قابل خدشه است و نياز به توجيه دارد .
* توجيه نظر شيخ در استصحاب مذكور چيست ؟
اين است كه بگوئيم مراد شيخ اين است كه :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 649
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٤٩