تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
به عبارت ديگر به اين نتيجه رسيد كه : وقتى يك وجوب يقينا متيقّن الارتفاع است و يك وجوب مشكوك الحدوث ، بايد همان عدم قبلى را استصحاب نمود . چرا كه گاهى اين معنا در ذهنش تجلى كرده و گاهى آن معنا . پس : دو استصحاب جارى كرده و نامش را هم متعارضين گذاشته است . * اگرچه قبلا به اين ديدگاه شيخ پاسخ داده شد و لكن جناب شيخ حاصل و خلاصهء پاسخ خود را به اين نگرش نراقى بفرمائيد ؟ اينكه جناب نراقى مىفرمايد وجوب قبل از ظهر با وجوب بعد از ظهر متفاوت است و غير از آن مىباشد ، بستگى دارد به اينكه : اين زمان قبل از ظهر و بعد از ظهر ، به عنوان ظرف اين حكم لحاظ شده است و يا بعنوان قيد در آن اخذ شده باشد . اگر زمان قبل از ظهر و زمان بعد از ظهر را به عنوان ظرف به حساب بياورد كه ظرف موجب تكثر و تغاير موضوع و يا حكم نمىشود و وجوب قبل از ظهر و بعد از ظهر ، يك امر واحد قابل استمرار است و دوتا نيست . پس فقط استصحاب مىشود وجوب قبل از ظهر . لكن اگر زمان را به عنوان قيديت ذكر و يا اخذ كرده باشد ، بله قيديت مكثر موضوع و يا حكم است ، چرا كه شىء واجد قيد با شىء فاقد قيد متغاير دوتا هستند . منتهى : وقتى دوتا شد ، متيقّن سابق قطعا رفته است ، وجوب بعد از ظهر هم كه مشكوك الحدوث است و لذا نسبت به اولى استصحاب وجودى جارى نمىشود ، دومى هم كه مشكوك است ، پس فقط استصحاب عدمى جارى مىشود . پس على كلّ تقدير بيشتر از يك استصحاب جارى نمىشود . * جناب شيخ دومين اشكال حضرتعالى به مرحوم نراقى در ما نحن فيه چيست ؟ مرحوم نراقى چهار مثال براى تعارض وجود و عدم ذكر نمود : - يكى مثال اجلس يوم الجمعة كه مكلّف وجوب تا ظهرش را مىدانست و لكن نسبت به بعد از ظهرش شكّ داشت . - يكى مثال صم يوم الجمعة كه مكلّف وجوب تا قبل از ابتلاى به بيماريش را مىدانست و لكن نسبت به وجوب آن پس از ابتلاى به بيمارى شكّ داشت . امّا دو مثال ديگر نيز به دنباله امثله فوق ذكر نمود : - يكى اينكه آيا طهارت ، پس از خروج المذى از بين مىرود و يا نه ؟ كه در اينجا نيز فرمود كه استصحاب طهارت با استصحاب عدم جعل وضو سببا للطهارة بعد المذى تعارض مىكند .