از قرائن خارجيه ، و لذا مىگوئيم : هر عملى از اعمال ما مكلفين ، نياز به اشتغال يك زمانى دارد و اينكه آن فعل زمان مىخواهد و يا اينكه ما در يك زمانى قرار داريم و به تعبير سادهتر ظرفيت زمان به معناى . . .
و لذا : ظرف معوّض و يا مكثر موضوع نمىباشد بدين معنا كه تبديلكنندهء آن نيست و آن را دوتا نمىكند ، فى المثل : بنده اكنون در اين مكان مشغول مطالعه هستم ، ساعت بعد در محل ديگرى مطالعه مىكنم ، زمان پس از آن در كتابخانه هستم و هكذا . . .
آيا بنده در زمان ديگر ، چيزى غير از آنى هستم كه اكنون هستم ؟ قطعا خير ، بنده در هر ظرف زمانى كه قرار بگيرم ، خود هستم ، نه عوض مىشوم و نه دوتا مىگردم .
پس : وقتى زمان ظرف باشد و مكثر و معوّض موضوع نباشد ، استصحاب وجوب قبلى اشكال ندارد . چرا ؟ زيرا شكّ شما ، شكّ در بقاء است و عند الشك فى البقاء يجرى الاستصحاب .
فى المثل مولى فرموده : صم يوم الجمعة ، ديروز جمعه بود و من روزه گرفتم چون امر بر من وارد شده بود ، لكن امروز كه شنبه است نمىدانم كه باز هم روزه بر من واجب است يا نه ؟
استصحاب مىكنيد بقاى وجوب ديروز يعنى جمعه را و مىگوئيد : ديروز كه صوم واجب بود ، خوب امروز هم واجب است . چرا ؟ زيرا اگر زمان ظرف باشد و نه قيد موضوع را دوتا نمىكند و وجوب ، وجوب است چه در ديروز و چه در امروز ، حقيقت مطلب واحد است و لذا استصحاب وجوب بلامانع خواهد شد و ديگر نوبت به استصحاب عدم نمىرسد .
امّا : اگر زمان را قيد بگيريد براى حكم و يا موضوع ، قطعا وجوب يوم الخميس غير از وجوب يوم الجمعة خواهد بود . و لذا زمان بعنوان قيد مكثر موضوع و موجب تعدّد حكم مىشود .
وقتى زمان موجب تعدّد شد ، شكّ شما مىشود شكّ در حدوث المثل و نه در بقاء عين الموجود السابق كه عند الشك فى الحدوث ، استصحاب معنا ندارد .
* جناب شيخ حاصل گفتار نراقى تا به اينجا چه شد ؟
1 - فرمود جريان استصحاب در صورت ظرف بودن زمان بلااشكال است ، اگر شكّ كرديد استصحاب كنيد . لكن ما به ايشان گفتيم كه در صورت قيد بودن زمان براى حكم و يا موضوع حقّ اجراى استصحاب را نداريد .
2 - فرمود وقتى استصحاب وجودى وجوب را جارى مىكنيم با استصحاب عدم ازلى تعارض كرده تساقط مىكنند ، لكن ما به ايشان گفتيم كه اگر شما وجوب را در بستر و ظرفيت زمان
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 610
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦١٠