ديگر : اين شكّ شما هم به يقينى كه قبلا به عدم داشتى و هم به يقينى كه پس از امر پيدا شد ، به هر دو متصل است و لذا به هر دو ملاحظه استصحاب جارى مىشود .
سپس مرحوم نراقى مىفرمايد : اين تعارض استصحابين اختصاصى به زمان ندارد بلكه در مواردى كه غير از امور زمانيه هستند نيز تعارض استصحابين پيش مىآيد ، فى المثل : مولى گفته روزه بگير ، مكلّف هم مىرود و روزه را مىگيرد و در اثناء روز مبتلا مىشود به مرضى و لذا مىگويد : تا قبل از ابتلاى به مرض ، روزه بر من واجب بود ، آيا اكنون كه مبتلاى به مرض شدهام باز هم روزه بر من واجب است يا نه ؟ حال :
1 - پيش از آمدن امر به روزه ، روزه بر اين مكلّف واجب نبود ، نه براى ديروز ، نه براى امروز ، نه براى فردا و نه براى پس فردا و نه براى پس از مرض .
2 - لكن امر آمده روزه بر اين مكلف واجب شد ، تا حين ابتلاى به مرض .
3 - پس از ابتلاى به مرض او شكّ مىكند كه آيا باز هم روزه بر من واجب است يا نه ؟
در اينجا : استصحاب عدم وجوب قبل از امر تعارض مىكند با استصحاب وجوب قبل از مرض و لذا تعارضا و تساقطا پس نوبت مىرسد به قواعد ديگر از جمله برائت .
البته مثالهاى ديگرى در اينجا آورده شده كه بايد به شرح مراجعه كنيد .
* جناب شيخ نظر حضرتعالى راجع به بيانات جناب نراقى در اينجا چيست ؟
اين است كه : سه امر برايشان مشتبه شده است :
1 - يكى از اين سه امر ، خلط ميان قيديت زمان و ظرفيت زمان است .
به عبارت ديگر : ايشان بين صوم يوم الخميس و صوم يوم الجمعة تفاوتى قائل نشده است و مشخص نفرموده است كه زمان را براى حكم و يا موضوع به عنوان قيد اخذ كرده است يا اينكه نه به عنوان ظرف اخذ نموده است .
* مرادتان از اين حكم و موضوع چيست ؟
اين است كه وقتى گفته مىشود : صم يوم الخميس ، امكان دارد كه اين يوم الخميس :
1 - قيد بشود براى حكم كه وجوب است .
2 - ظرف بشود براى موضوع بدين معنا كه صوم يوم الخميس واجب و اين ظرفيت با قيديت متفاوت است .
* از كجا بفهميم كه زمان در اينجا ظرفيت دارد و يا قيديت ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 609
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٠٩