تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
استصحاب كنيد تعارضى با عدم ازلى نخواهد داشت ، چرا كه شكّ شما به هر يقينى كه متصل بشود بايد آن يقين را استصحاب كنيد و حال آنكه شكّ شما به يقين وجودى متصل است ، خوب همان يقين وجودى را استصحاب كن چه‌كارت با عدم ازلى . * ولى جناب شيخ خود نراقى در پاسخ به شبههء خودش گفت كه شكّ ما هم به يقين وجودى متصل است ، هم به يقين عدمى ، چرا كه به مجرد آمدن امر يك يقين تازه و يك شكّ تازه در تو پيدا شد : - يقين تازه اين شد كه بله فردا تا ظهر بايد جلوس كنى و يا فردا را روزه بگيرى . - شكّ تازه اين شد كه فردا بعد از ظهر چطور ؟ پس‌فردا چطور ؟ نمىدانم . پس اين شكّ تو به هر دو يقين متصل است و . . . بله ، اين هم يكى ديگر از اشتباهات جناب نراقى است ، چرا كه درست است كه اين شكّ به هر دو يقين متصل است و لكن اين دو يقين و شكّ در عرض هم نيستند بلكه در طول هم و يكى پس از ديگرى مترتّب بر هم هستند . يعنى : آن‌وقت كه امر آمد هم‌زمان يك قطع تازه براى تو حاصل شد و يك شكّ تازه ، لكن آيا اين شكّ مترتبا بر يقين در همان موقع حاصل شد يا غير مترتبا ؟ بايد بگوئيد كه مترتبا ، چونكه در همان آنكه يقين به وجوب صوم يا جلوس در فردا پيدا كردى در همان موقع از خاطرت گذشت كه پس از زمان يقين چه ، تكليف پس‌فردا و يا بعد از ظهر جمعه چيست ؟ كه گفتى نمىدانم . * جناب شيخ چرا مرحوم نراقى به سراغ اجراى دو استصحاب عدمى و وجودى رفته است تا اينكه كار به تعارض و تساقط بكشد ؟ زيرا : 1 - از يك طرف حساب كرده و به اينجا رسيده است كه وجوب ، يك وجود واحد است و اين وجود واحد قابل استمرار است ، و لذا به اين نتيجه رسيده است كه پس اگر در بعد از ظهر شكّ در بقاء وجوب قبل از ظهر نموديم ، همان وجوب را استصحاب كرده ، مثلا جلوس را ادامه مىدهيم . 2 - از طرف ديگر حساب كرده و به اينجا رسيده است كه درست است كه وجوب ، يك وجوب است و قابل استمرار و لكن وقتى مقيّد به زمان قبل از زوال شد ، غير از وجوب پس از زوال خواهد بود . و لذا مىشود دوتا : يكى وجوب متيقنى كه به همراه زوال قبل از ظهر از بين رفت ، يكى وجوب پس از زوال كه مشكوك الحدوث است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 611 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى