زمانى كه آب وجود ندارد با تيمّم نماز مىخواند ، چرا كه قيد حكم را عوض مىكند .
بله ، اگر شكّ كردى كه فاقد الماء هستى يا نه ؟ استصحاب بكن فقدان آب را ، كه اين يك مطلب ديگرى است و مورد بحث ما نيست . الحاصل :
1 - همانطور كه فاقد الماء با واجد الماء فرق مىكند و دوتاست و همانطور كه ماء متغير با ماء غير متغير دوتاست ، صم يوم الخميس نيز با صوم يوم الجمعة دوتاست .
2 - صوم يوم الخميس قطعا مرتفع شده ، صوم يوم الجمعة مشكوك الحدوث است و لذا استصحاب در اينجا معنا ندارد .
* ولى جناب شيخ برخى از جمله مرحوم نراقى در اينگونه موارد قائل به جريان دو استصحاب شده است . يكى استصحاب عدم ازلى و يكى استصحاب وجود ثانوى . و لذا به تعارض و تساقط كشيده شده و در نتيجه گفتهاند : يريع الى اصالة البراءة .
فى المثل : اگر امروز كه روز پنجشنبه است از شماى مكلّف بپرسيم كه آيا روزه بر تو واجب شده است يا نه ؟ مىگوئيد : نه . چرا ؟ چون امرى از جانب مولى نرسيده است . و يا اگر از او بپرسيم كه آيا جلوس در فردا كه جمعه است بر تو واجب است يا نه ؟ مىگويد : نه . چرا ؟ چون امرى نيامده و مولى نفرموده كه اجلس غدا .
به عبارت ديگر : نه در امروز كه پنجشنبه بود ، روزه بر شما واجب شد ، نه امرى براى جلوس فى الجمعة رسيد لكن امروز هم گذشت و لكن به هنگام شب ، از جانب مولى براى فرا امر آمد كه : صم يوم الجمعة و اجلس يوم الجمعة الى الزّوال .
پس چون امر آمده فردا كه جمعه است هم روزه بر شما واجب است ، هم جلوس . حال سؤال ما از شماى مكلّف اين است كه : روز پنجشنبه چند تا يقين به عدم داشتيد ؟ خواهيد گفت سه تا :
1 - يقين به عدم وجوب يوم الخميس . 2 - يقين به عدم وجوب صوم يوم الجمعة 3 - يقين به عدم وجوب صوم يوم السبت و يوم . . .
و امّا اكنون كه امر آمده است كه صم يوم الجمعة ، يكى از اين يقين به عدمهاى شما كه عدم وجوب صوم فى يوم الجمعة است از بين رفته و يقين به وجوب جاى آن را گرفته است . پس : روز جمعه را روزه گرفتى و پس از افطار جمعه ، شكّ مىكنى كه آيا در روز شنبه ، روزه بر من واجب است يا نه ؟
بنابراين : اين شكّ شما به دنبال دو تا يقين شما واقع شده است ، يكى يقين به عدم وجوب
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 607
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٠٧