كه : وجوب يوم الخميس با خود يوم الخميس كه در زمان مخصوص به خودش بود تمام شد و رفت و لذا چيزى وجود ندارد تا شما بخواهى آن را استصحاب كنى .
اگر هم بخواهى استصحاب كنى وجوب يوم الجمعة را كه اين هم بدون سابقه است و بلكه شما در حدوث آن شكّ دارى .
پس : وجوب يوم الخميس شكّ در بقاء ندارد ، وجوب يوم الجمعة مشكوك الحدوث است اين است كه در مقيّد به زمان استصحاب مفهوم ندارد .
به عبارت ديگر : اينكه برخى در قول هفتم از اقوال دهگانه حجيّت استصحاب گفتند كه استصحاب در احكام شرعيّه مثل استصحاب وجوب ، استصحاب حرمت و . . . جارى نمىشود ، لكن در موضوعات خارجيه مثل استصحاب حياط ، استصحاب رطوبت ، استصحاب كريّت و . . . جارى مىشود ، مرادشان اين بود كه : خداوند عالم به هنگام صدورى حكمى براى ما ، موضوع آن را با تمام قيودش مشخص مىفرمايد .
حال : مادامىكه اين موضوع هست ، حكم هم هست ، وقتىكه موضوع نيست ، حكم هم نخواهد بود و لذا در رابطهء با حكم خدا بايد به سراغ موضوع آن رفت ، اگر موضوع هست ، حكم هم هست ، موضوع نبود ، حكم هم نيست و لذا شكى در رابطه با احكام خدا وجود ندارد تا به سراغ استصحاب برويم . فى المثل : مادامىكه زيد زنده است ، بر او واجب است كه نفقهء عيالش را بپردازد و لذا ما در حال حيات زيد ، شكى در وجوب پرداخت نفقه از جانب زيد نداريم ، لكن پس از اينكه مرد اين وجوب هم برداشته مىشود . و لكن در همينجا مىشود در موضوع شكّ نمود .
فى المثل : امكان دارد كه ما شكّ بكنيم كه آيا زيد زنده است يا نه ؟ مىتوانيم استصحاب بكنيم حيات زيد را و اثرات حيات را بر او مترتّب كرده بگوئيم بايد از اموال او نفقهء عيالش را بپردازند .
و يا فى المثل : شارع فرموده : الماء اذا تغيّر تنجّس ، آب وقتى متغير شد ، متنجس مىشود .
حال : از آنجا كه تغيّر در اينجا قيد تنجس است ، گفته مىشود كه ماء متغير با آب غير متغيّر دوتاست .
يعنى : آنوقت كه تغيّر نيست ، نجاست هم نيست ، و آنوقت كه تغيّر هست نجاست هم نيست . فلذا : اگر در اينجا شكّ كرديم كه تغيّر هست يا نه ؟ استصحاب مىكنيم تغيّر را .
و يا فى المثل : شارع فرموده : المتيمم فاقد للماء ، يجوز الدخول فى الصلاة يعنى آدم فاقد آب مىتواند با تيمّم نماز بخواند . از آنجا كه عدم الماء در اينجا نيز قيد است ، منتهى يك قيد عدمى ، با كسى كه واجد الماء است فرق مىكند ، و لذا : مادامىكه آب وجود دارد با وضو نماز مىخواند و
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 606
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٠٦