مىكند .
2 - در برخى از جاها كه انسان مطمئن است ، مجموعه امر واحد نيست ، استصحاب جارى نمىكند .
3 - برخى از جاها كه محل شكّ است و انسان شكّ مىكند كه آيا مىتوان در آن مجموعه وحدت اعتبار نمود ، تا بتوان استصحاب جارى نمود يا نه نمىتوان وحدت اعتبار كرد باز خود بر دو صورت است :
- گاهى پس از بررسى انسان اطمينان پيدا مىكند كه مىشود وحدت اعتبار مثل سخنرانى شما بر روى فلان منبر به داعى شهادت و يا موت فلان آقا ، كه اعتبار وحدت كرده ، استصحاب جارى مىكنيم .
- گاهى هم پس از بررسى مطمئن هستيم كه نمىشود وحدت اعتبار نمود مثل چهار سخنرانى شما بر روى چهار منبر در چهار محل به دواعى و انگيزههاى مختلفه .
در اينجا اگر در سخنرانى دوّم مثلا شكّ كرديم ، نمىتوانيم استصحاب كنيم تكلم را به جهت سخنرانى اوّل بله ، اگر در سخنرانى اوّل شكّ كنيم كه آيا سخنرانى تمام شده است يا نه ؟
استصحاب مىكنيم بقاى تكلم را ، چرا كه هر چقدر هم كه كم باشد يا زياد ، امر واحد به حساب مىآيد .
* جناب شيخ آيا در امور مقيّد به زمان استصحاب جارى مىشود يا نه ؟ فى المثل : مولا به عبدش مىگويد : صم يوم الخميس ، اگر بعد نيز برود و روز پنجشنبه را روزه بگيرد و لكن در روز جمعه شكّ بكند كه آيا مولاى كه روزهء روز پنجشنبه را خواسته بود ، روزهء روز جمعه را خواسته است يا نه ؟
مىتواند استصحاب كند روزهء روز پنجشنبه را يا نه ؟
بطور كلّى بايد گفت حكمى كه مقيّد به زمان شده است قابل استصحاب نيست ، چرا كه امر مقيّد به زمان با امر غير مقيّد به زمان ، به دليل فقدان و وجدان با هم متفاوتاند . فى المثل : روزهاى را كه مولى مقيّد به زمان كرده ، با روزهاى كه مقيّد به زمان نشده فرق دارد و هريك براى خود يك موضوع جداگانه و يا به تعبير ديگر دو موضوع به حساب مىآيند .
بنابراين : صوم يوم الخميس هم ، عرفا با صوم يوم الجمعة كه هريك مقيّد به زمان خاصى شدهاند دو صوم به حساب آمد ، و هريك براى خود حكم جداگانه و وجوب مستقل دارد . و لذا موضوع استصحاب در اينجا مختل است .
اگر مثلا شما بخواهى روز جمعه استصحاب كنى وجوب يوم الخميس را به شما گفته مىشود
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 605
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٠٥