بكند ، او محكوم به حيض خواهد شد ، بخاطر اينكه اگر در طول اين 10 روز ، چندين بار هم جريان خون قطع و وصل شود ، عرفا امر واحد و يا به تعبير ديگر حيض واحد به حساب مىآيد .
يعنى اين انقطاع خون به اعتبار وجدت جريانات خون در اين ده روز مخل به حيضيت نيست ، استصحاب مىكند حيض را و احكام مربوط به آن را برآن مترتّب مىكند .
* چرا اين انقطاع مخل به حيض بودن نمىشود ؟
بخاطر اينكه جريانات متناوب خون ناشى از يك داعى است ، نه اينكه در يك ماه طبيعت دو يا سه داعى براى اين امر داشته باشد ، خير ، بلكه طبيعت زن تنها ماهى يكبار اقتضاى خون ديدن دارد .
* جناب شيخ اگر زنى شكّ بكند كه يائسه شده است يا نه ؟ آيا در صورتى كه خونى ببيند محكوم به حيضيت است يا نه ؟ آيا مىشود استصحاب بكند حيضيت را ؟
بعيد نيست كه روى بيان مذكور بتواند استصحاب كند حيضيت را . چرا ؟ زيرا : همانطور كه در قطعهاى از زمان مثلا يك ماه مبتلا به جريان دم مىشود ، مىتواند تمام جريانات متناوب دم را بخاطر داعى و انگيزه واحد و يا اقتضاى طبيعتش واحد اعتبار كند و انقطاع يك يا دو روزه مخل به اعتبار وحدت ميان سابق و لا حقّ نشد ، در اينجا نيز انقطاعهايى كه در طول عمرش بدان مبتلا مىشود بدين معنا كه ده روز مبتلا شده ، بيست روز قطع گرديده و هكذا در هر سال 12 بار انقطاع از جريان خون براى او حاصل مىشود تا 50 سال ، اين عقب و جلو افتادنها در اطراف سن يائسگى مخل به اعتبار وحدت نيست ؛ و لذا اشكالى ندارد كه همهء اين خونها را كه در طى عمرش مىبيند ، امر واحد به حساب آورد كه در نتيجه انقطاع يك يا دو ماه تا زمانى كه قطع به يائسگى ندارد ، مخل به اعتبار وحدت در اين جريان نمىباشد . و لذا چنانچه دوباره خون ببيند ، محكوم به حيضيت است .
يعنى مىتواند بگويد : 40 يا 50 سال است كه مبتلاى به حيض مىشدهام ، اكنون پس از انقطاع چند ماه دوباره مبتلاى به جريان خون شدهام ، اين خون نيز همان خون حيضيت است و لذا استصحاب مىكند ابتلاى به حيض را .
* جناب شيخ رأى منصفانه در اينجا چيست ؟
اين است كه :
1 - در برخى از جاها كه انسان مطمئن است كه مجموعه امر واحد است ، استصحاب جارى
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 604
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٠٤