تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
1 - شب بود ، شكّ دارم و نمىدانم كه آيا اكنون هم شب است يا نه ؟ استصحاب كن شب را . و يا فى المثل : زيدى در حال تكلم بود ، نمىدانم هنوز هم در حال تكلم است يا نه ؟ استصحاب كن تكلم را . حال بفرمائيد معيار و ميزان اين اعتبار وحدت چيست ؟ و چه مقدار را مىشود واحد اعتبار نمود ؟ 1 - اين معيار در زمان مشخص است ، چرا كه اعتبار وحدت بين اجزاء شب يا بين اجزاء روزه يا بين اجزاء ماه و . . و اين عرفا مشخص است . 2 - در زمانيّات كه يك امر زمانى به تدريج صادر مىشود ، مقدار غرض و يا داعى واحد ، موجب واحد اعتبار كردن آن مقدار فعل صادر شده مىشود . فى المثل : 1 - واعظ بالاى منبر قرار گرفته و به داعى و انگيزهء شهادت و يا موت فلان شخص مشغول وضع و خطابه است ، يعنى : اگر اين واعظ به مقدار 100 دقيقه حول اين انگيزه صحبت كند ، شما مىتوانيد اين صحبت 100 دقيقه‌اى را يك امر واحد اعتبار كنيد . لكن اگر قرارست كه اين واعظ در همان شب در چهار منبر و به انگيزه‌هاى مختلف در هر منبر 50 دقيقه صحبت كند ، شما نمىتوانيد چهار سخنرانى او را امر واحد به حساب آوريد ، چرا ؟ زيرا هريك از اين سخنرانيها انگيزه و داعى مخصوص به خود دارد ، و براى خود امر واحد است . حال بناء على هذا : 1 - زنى كه مبتلا به حيض شده و خون مىبيند ، مادامىكه مبتلا به دم هست ، اگر شكّ بكند كه آيا حائض است يا اينكه حيض او تبديل شده است به استحاضه ؟ مىتواند استصحاب بكند بقاء حيض را . چرا ؟ زيرا مىشود كه تمام اين جريانات دم را امر واحد به حساب آورد . حال : علّت اعتبار وحدت هم در اينجا داعى واحد ، يعنى اقتضاى طبيعت زن است كه در هر ماه به مدت 10 روز چنين حالتى براى او رخ بدهد . 2 - و امّا زنى كه مبتلا به حيض شده است و لكن جريان دم قطع شده ، ولى احتمال عودت دارد ، آن‌هم در زمانى كه اگر عودت بكند ، محكوم به حيض است يعنى از شروع خون تا ده روز . به عبارت ديگر : 3 تا 5 روز از ديدن خون گذشته ، خون قطع شده است او شكّ مىكند كه آيا حيض است يا نه ؟ چرا ؟ چون احتمال عودت دارد و چنانچه عوت كند شرعا محكوم به حيض است . و لكن او اكنون شكّ دارد كه آيا فعلا كه خون جريان ندارد محكوم به حيض هست يا نه ؟ * جناب شيخ تكليف اين زن چيست ؟ مىشود گفت كه او مىتواند استصحاب كند حيضيت را . چرا ؟ چون على تقدير اينكه عودت
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 603 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى