بله ، از نظر كسانى كه اصل مثبت را حجّت مىدانند چه مطلقا و چه با واسطهء خفيّه استصحاب در زمان و اثبات واسطهء عقليّه و رسيدن به اثر و نتيجهء شرعيّه عيبى ندارد .
* جناب شيخ باتوجّه به اينكه جريان استصحاب در اينجا هم نياز به توجيه دارد ، هم پس از توجيه اصل مثبت است آيا در باب زمان راهى وجود ندارد كه نيازمند اين توجيهات و تصرفات دردسرساز باشد ؟
چرا اتفاقا در باب زمانيات استصحاباتى وجود دارد كه نياز به اين توجيهات هم ندارد و لكن اصل باز هم مثبت است ، فى المثل :
1 - شما شكّ مىكنيد كه روز باقى است يا نه ؟ چرا به سراغ استصحاب روز برويد كه نيازمند اين همه توجيه باشد ، نه از همان اوّل برويد به سراغ استصحاب عدمى . و استصحاب بكنيد عدم غروب را . يعنى : اصل اين است كه غروب نشده است ، پس روز باقى است . فلا يجوز الافطار ، منتهى مشكل مطلب اين است كه اين هم اصل مثبت است . چرا ؟ زيرا وقتى مىگوئيد غروب نشده است بايد بگوئيد كه پس روز است و روز ادامه دارد . و يا فى المثل مىگوئيد : شكّ دارم كه صبح شده است يا نه ؟ الاصل عدم طلوع الفجر ، پس شب ادامه دارد و يجوز الأكل . و اين نيز اصل مثبت است .
* جناب شيخ نظر شما در اينجا چيست و چه بايد كرد ؟
به نظر ما اولى اين است كه استصحاب را در خود زمان جارى نكنيم بلكه در خود احكام شرعيّه جارى بكنيم . چرا ؟ زيرا وقتى شما شكّ مىكنى كه آيا شب داخل شده است يا نه و يا شكّ مىكنى كه آيا روز تمام شده است يا نه ؟ اين شكّ تو براى چيست ؟
براى اين است كه مىخواهى بينى كه آيا حقّ افطار دارى يا نه ؟ حقّ دخول فى الصلاة دارى يا نه ؟ پس بهتر است كه : استصحاب بكنى عدم جواز افطار را و بگو :
1 - تاكنون كه افطار جايز نبود ، اكنون هم جايز نيست ، و يا تا به حال كه دخول فى الصلاة جايز نبود ، اكنون هم جايز نمىباشد ، و اجراى استصحاب بدين صورت خالى از دردسر است .
* جناب شيخ در حديث شريف فرمود : اليقين لا تنقض بالشكّ سپس فرمود : صم للرؤية و أفطر للرؤية .
در اينجا روزه و افطار هر دو متفرّع شده است بر رؤيت هلال شعبان و رؤيت هلال رمضان ، و لذا ظاهرا مراد حضرات استصحاب است ، اين چگونه استصحابى است ، آيا استصحاب زمان است يا
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 599
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٩٩