* و لكن جناب شيخ برخى از حضرات طرقى را براى استصحاب زمان ارائه كردهاند ؟ به دو طريق از اين طرق اشاره و هريك را بيان بفرمائيد ؟
1 - يكى طريق اين است كه بگوئيم : درست است كه شب عبارتست از هزاران آنات مظلمهء متحده و لكن به نظر عرف ، شب امر واحدى است و يا روز يك امر واحد مستمرّ است و هكذا . . .
به عبارت ديگر : عرف در امور متعدده و متجدده ، اعتبار وحدت مىكند و هريك از اين امور را شىء واحد به حساب مىآورد . فى المثل :
1 - بدن انسان از ميلياردها جزء تشكيل شده است و لكن يك شىء واحد حقيقى است و وحدت حقيقيّه دارد .
2 - شب كه متشكل از هزاران آنات مظلمه و متجدده است وحدت اعتباريه داشته و به لحاظ عرف امر واحد است .
* جناب شيخ قبل از پرداختن به اصل پاسخ بفرمائيد مراد از ( حدوث كلّ شىء بقاء كلّ شىء و ارتفاع كلّ شىء بحسبه ) چيست ؟
اين است كه هر چيزى به حسب خودش و نحوهء وجودش داراى حدوث ، بقاء و ارتفاع است .
فى المثل :
1 - امورى كه داراى وحدت حقيقيّه هستند ، حدوثشان به اين است كه مجموعهاش حادث شود ، مثلا وجود انسان با تحقّق جميع اجزائش محقّق مىشود ، بقاء او نيز به بقاء اجزائش مىباشد ، ارتفاعش هم با از بين رفتن تمام اجزائش مىباشد .
2 - و امّا امورى كه داراى وحدت اعتباريه هستند ، وجود و تحققشان به حدوث جزء الأول است ، يعنى به محض اينكه اولين جزء آن حادث شد ، به نظر عرف آن شىء حادث مىشود . يعنى اولين آن شب كه رسيد ، عرف مىگويد شب وجود گرفت ، و سپس آن دوّم بقاء و آن سوّم بقاء ، . . .
ارتفاع شب نيز با مرتفع شدن آخرين جزء از آنات آن است و هكذا . . .
بنابراين : در امور قارّه و يا مستقره يك جور حدوث و بقاء متصوّر است و در امور اعتباريه جور ديگرى از حدوث و بقاء .
الحاصل : وقتى حدوث و بقاء در امور مختلفه بحسبه شد ، استصحاب شب اشكالى ندارد منتهى اصل مثبت است و اصل مثبت حجيّت نيست .
* ولى جناب شيخ برخى اصل مثبت را حجّت مىدانند ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 596
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٩٦