بله ، اگر كسى اصل مثبت را حجّت بداند ، استصحاب شب يا روز عيبى ندارد . مىتواند فى المثل ليل را استصحاب بكند و بگويد هذا الآن كه من در اينكه جزء شب است يا جزء روز در آن شكّ دارم ، من آنات الليل ، و هر اثرى را كه شب دارد برآن مترتّب كند ، مثلا به خوردن سحرى ادامه دهد ، شروع به نماز صبح نكند و . . .
البته كسانى كه اصل مثبت را حجّت دانستهاند خود بر دو گروهاند :
1 - عدهاى اصل مثبت را مطلقا حجّت مىدانند ، يعنى آن اثر عقلى و يا عادى كه بين المستصحب و اثر شرعى واقع مىشود چه جليّه باشد و چه خفيّه ، مانع از اجراى استصحاب نيست . به عبارت ديگر : شما استصحاب را جارى بكنيد ، بواسطهء اين استصحاب واسطه را كه يك امر عقلى و يا يك امر عرفى است اثبات بكنيد ، اين واسطه چه جليّه باشد و چه خفيّه ، اثر شرعى را بر مستصحب مترتّب كنيد ، هيچ اشكالى ندارد .
* در تبيين واسطهء جليّه و خفيّه مثال بزنيد ؟
1 - واسطهء جليّه مثل اينكه بگوئيد : زيد 50 سال پيش وجود داشت ، اكنون شكّ دارم كه آيا هنوز زنده است يا نه ؟ استصحاب مىكنيد وجود زيد را ، اثر عقلى اين استصحاب شما اين است كه : زيد الآن پيرمردى شده است و پيرمرد بودن داراى آثار است . چرا ؟ زيرا 50 سال پيش كه وجود داشت جوانى مثلا 25 ساله بود ، حال كه حيات او را استصحاب مىكنيد ، بعلاوه 50 سال ، 70 ساله است .
حال اين پيرمرد بودن كه اثر عقلى آن استصحاب است داراى اثر شرعى است و لذا مىگوئيم يجب اكرامه .
پس : اوّل حيات زيد استصحاب شد ، پس ، پيرمرد بودن او اثبات شد كه اين پيرمرد بودن يك امر جلىّ است و نه خفى .
2 - و واسطهء خفيّه مثل اينكه :
1 - جسمى با جسم ديگر ملاقات كرده و حال آنكه احد المتلاقيين نجس بوده است .
2 - يكى از متلاقيين هم از قبل رطوبت داشته است كه البته فرقى نمىكند ملاقى باشد يا ملاقى .
حال سؤال اين است كه آن يكى كه پاك بوده است در اثر اين ملاقات نجس شده است يا نه ؟
استصحاب مىكنيم بقاء رطوبت را در احد المتلاقيين و حكم مىكنيم به اينكه فتنجّس .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 597
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٩٧