* حال سؤال اين است كه شما كه استصحاب مىكنيد بقاء رطوبت را در احد المتلاقيين و نتيجه مىگيريد اثر شرعى را كه تنجس باشد ، اين اصل مثبت هست يا نه ؟
بله ، ما كه استصحاب مىكنيم رطوبت را بخاطر اين است كه اثبات بكنيم اثر عقلى و يا عادى آن يعنى سرايت را بدين معنا كه : رطوبت بود ، اكنون هم هست ، پس نجاست جسم نجس بخاطر وجود رطوبت سرايت كرده به جسم طاهر ، وقتى نجاست سرايت كرد ، آن جسم طاهر هم مىشود ، نجس .
حال : اين سرايت يك واسطهء خفيّه است ، بدين معنا كه عرف متوجه اين سرايت نمىشود و لكن تا شما اسم رطوبت ، احد المتلاقيين را آورده مىگويى باقى بوده است ، ذهن منتقل مىشود به تنجس .
خلاصه اينكه : برخى اصل مثبت را حجّت مىدانند چه واسطه خفيّه باشد و چه جليّه ، و لذا به عقيدهء اين حضرات ، استصحاب در شب و روز بلااشكال است ، چگونه ؟ بدين نحو كه استصحاب مىكنند بقاء شب را ، و اثبات مىكنند كه هذا الآن من آنات الليل و در نتيجه اثر شرعى را كه يجوز الافطار و يا لا يجوز الافطار باشد را برآن مترتّب مىسازند .
2 - برخى هم اصل مثبت را حجّت نمىدانند مگر در صورتى كه واسطه خفيّه باشد و نه جليّه ، مثل مثال قبل در رطوبت احد المتلاقيين .
فهذا در ما نحن فيه مىگويند : استصحاب بقاء شب و روز عيبى ندارد چونكه واسطه خفيّه است ، پس هذا الآن من آنات الليل .
به عبارت ديگر مىگويند : شب بودن ، اكنون شكّ دارم كه آن حاضر از اجزاء شب است تا شب باقى باشد يا از اجزاء روز ؟ استصحاب مىكنم بقاء شب را و نتيجه مىگيرم كه فلا يجوز صلاة الصبح .
* جناب شيخ حاصل مطلب را بفرمائيد ؟
به نظر ما ، استصحاب در خود زمان صحيح نيست ، مگر از طريق توجيهاتى كه گذشت ، چنان كه استصحاب در خود امر مشكوك هم صحيح نيست چونكه حالت سابقه ندارد ، در مجموع هم استصحاب جارى نمىشود چون از قبيل كلّى قسم ثالث است مگر با توجيه و اعتبار وحدت و به حساب آوردن آنات شب و يا روز بعنوان يك امر واحد ، كه البته عيبش اين است كه اصل مثبت است و حجّت نيست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 598
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٩٨