تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
حدوث و تجدد امثال ؟ قطعا در حدوث و تجدد مثل است و نه در استمرار عين الموجود السابق ، چرا كه محال است ، آن لا حقّ بقاء آن سابق باشد ، چرا كه آن سابق ينعدم ، و لذا استمرار در اينجا معنا ندارد . 2 - و امّا زمانيات : اگرچه غير از زمان‌اند و لكن در طى زمان و به تدريج يوجد و ينعدم . مثل : آمد و رفت حروف يكى پس از ديگرى در هنگام تكلم كه يك حرف مىآيد و مىرود ، حرف ديگر حادث مىشود ، و لذا حرف قبلى شما ، استمرار ندارد در حرف بعديتان بلكه كلمات شما همچون آنات فى الليل ، يكى پس از ديگرى مىآيند و مىروند . فى المثل مىگوئيد : دقائقى پيش فلانى را در حال تكلم و سخنرانى ديدم ، نمىدانم اكنون كه يك چهارم ساعت گذشته است باز هم در حال تكلم است يا نه ؟ اين شكّ شما در حقيقت شكّ در حدوث امثال است و نه شكّ در بقاء . 3 - و امّا در امور مقيّد به زمان ، يعنى امورى كه زمان خاصى قيد آنها شده است ، نيز مطالب چنين است ، چرا كه صوم يوم الجمعة با صوم يوم الخميس فرق دارد و به تعبير ديگر يوم الجمعة نسبت به يوم الخميس ، تجدد مثل است و نه بقاء آن . حال همان‌طور كه خود يوم الجمعة غير از يوم الخميس است ، صوم مقيّد به يوم الجمعة نيز غير از صوم مقيّد به يوم الخميس است . و لذا اگر در اين‌گونه امور نيز شكّ كنيد شكّ شما شكّ در حدوث مثل است و نه شكّ در بقاء . * جناب شيخ حاصل كلام چيست ؟ اين است كه : سه فصل در اينجا بايد تشكيل دارد ، يكى در زمان ، يكى در زمانيات ، يكى هم در امور مقيّد به زمان ، و بررسى نمود كه در كداميك از اين امور استصحاب جارى مىشود . * آيا به هنگام شكّ در زمان ، استصحاب جارى مىشود يا نه ؟ خير ، استصحاب در خود آن آنى كه در آن شكّ داريم صحيح نمىباشد ، چرا كه اين آن حالت سابقه ندارد تا بشود در آن استصحاب جارى بشود ، فى المثل اگر بگوئيد : 1 - نمىدانم كه اين آن حاضر كه در آن هستم شب يا روز ؟ نمىتوانيد نسبت به اين آن حاضر استصحاب جارى كنيد و بگوئيد : هذا الآن كان ليلا و يا به تعبير ديگر اين آن حاضر از قديم الايام شب بود ، پس اكنون هم شب است ، خير اين استصحاب غلط است . چرا ؟ زيرا اين آن حاضر اصلا سابقهء هستى ندارد و پس از رفتن آن سابق ، حادث شده است .