تشريح المسائل
* حاصل مطلب در ( ثمّ انّ الرابطة الموجبة لعدّ المجموع امرا واحدا موكولة الى العرف . . . ) چيست ؟
پاسخ به يك سؤال مقدّر است كه تقديرش چنين است : معيار در اعتبار وحدت و عدم آن ، در عرف چيست ؟ و لذا شيخ پاسخ مىدهد به اينكه :
1 - در برخى جاها ، وحدت و تعدّد داعى و غرض معيار و ميزان وحدت و تعدّد است .
فى المثل : شما به انگيزهء مجلس ختم ، مثلا مشغول خواندن قرآن هستى ، به مقدارى از قرآن قرائت مىكنى كه عرفا يك قرائت به حساب مىآيد .
حال اگر شكّ در بقاء اين قرائت بكنيد ، چه از جهت شكّ در مقتضى بدين معنا كه آيا قرائت من بيش از اين استعداد بقاء دارد يا نه ؟ و چه پس از احراز مقتضى از جهت رافع شكّ بكنيد ، عرفا شكّ در بقاء صدق مىكند و مجراى استصحاب است .
امّا اگر به دو يا چند داعى و انگيزه قرائت قرآن بكنيد ، و يقين داشته باشيد به وجود و تحقّق برخى از آن قرائتها و لكن در تحقّق بقيهء قرائتها به دواعى و انگيزههاى ديگر شكّ داشته باشيد ، بايد قدر متيقّن را بگيريد و در ما زاد مشكوك اصل عدم جارى كنيد . و لذا ديگر نوبت به استصحاب بقاء قرائت سابقه نمىرسد ، چرا كه شكّ شما در بقاء ما كان نيست ، بلكه شكّ در حدوث مثل است .
2 - در برخى امور هم ، وحدت و تعدّد موضوع ، معيار و ميزان است . فى المثل : شما قلم در دست گرفتهاى و حول موضوعى اجتماعى مقالهاى مىنويسى ، اگرچه اين مقاله از بخشها و قسمتهاى مختلفى تشكيل شده و لكن همهء نوشتههائى كه در رابطهء با اين موضوع نوشتهايد ، عرفا واحد بوده و يك مقاله به حساب مىآيد .
حال اگر در رابطهء با ادامهء كتاب حول همين موضوع شكّ كنيد ، شكتان در بقاء است و جاى استصحاب .
امّا اگرچند موضوع اجتماعى را در نظر گرفته و مقاله يا مقالاتى بنويسيد سپس احتمال داده يا شكّ كنيد كه آيا در ارتباط با فلان موضوع جديد هم شروع به نوشتن مقاله كردهام يا نه ؟
نمىتوانيد استصحاب بقاء كتابت جارى كنيد . چرا ؟ چون شكّ شما ، شكّ در بقاء ما كان نيست ،