تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
ترجمه سپس جناب شيخ ( ره ) مىفرمايد :

شناخت رابطى كه موجب مىشود مجموع اجزاء يك چيز شمرده شوند ، به عرف واگذار شده است .

پس كسى كه روى انگيزه‌اى به خواندن قرآن در آن زمان باشد ، از بابت شكّ كه در پيدايش تغيير انگيزه شده است يا از بابت شكى كه در مقدار استعداد و اقتضاى آن انگيزه شده ، اصل باقى بودن او است . امّا اگر به انگيزه‌هايى سخن مىگفت ؛ سپس شكّ در باقى بودن او بر وصف سخن گفتن از جهت انگيزهء ديگر باشد اصل عدم پيدايش انگيزهء ديگر بر انگيزهء مورد يقين مىباشد . همچنين اگر پس از قطع شدن خون حيض ، شكّ در بازگشت آن نمايد ، آيا حكم به حيض بودن مىشود يا نه ؟ در اينجا اجراى استصحاب ممكن است ، نظر به اينكه شكّ در اقتضاى طبيعت رحم است براى ريزش خون در هر مقدار از زمان ؛ و اصل قطع نشدن آن است . همچنين اگر زنى شكّ در يائسگى نمايد ، آنگاه خون ببيند ، گفته مىشود كه استصحاب حيض مىشود ، نظر به اينكه شكّ در مقتضى شدن چيزى است كه طبيعت ، مقتضى آن است . محصول دليل جارى شدن استصحاب ( در اين‌گونه موارد ) ملاحظه كردن شكّ در استمرار امر واحد و يا به تعبير ديگر چيزى است كه سبب واحد مقتضى آن است . هرگاه هريك از اجزاى اين چيز ، يك پديدهء مستقل لحاظ شوند ، اصل نبودن اضافه بر متيقّن و به وجود نيامدن سبب آن است . و منشا اختلاف برخى از علماء در اجراى استصحب در اين موارد ، اختلاف ديدگاه آنان در ملاحظهء آن امر مورد استمرار است كه يك پديده است يا نه پديده‌هاى متعدّد است . و امّا رأى منصفانه اين است كه : در برخى موارد يكى بودن و در برخى موارد يكى نبودن روشن است و در برخى موارد يكى بودن و متعدّد بودن مشتبه است . * * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 555 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى