اين اثر شرعى وجوب امساك باز اصل مثبت است چرا كه مع الواسطة العقلية بر روز بار گرديد .
پس : مسئله مبتنى است بر جريان اصل مثبت .
و يا فى المثل :
1 - رسيدن قمر در حركت خود به درجهاى كه امكان رؤيت هلال در افق در آن درجه باشد ، خود از امور حادثه است و تلازم دارد با تماميت اين ماه و فرا رسيدن ماه بعدى .
2 - ما شكّ داريم كه آيا قمر به اين درجه نائل شده است يا نه ؟ استصحاب مىكنيم عدم نيل ماه به اين درجه را .
3 - از استصحاب دم نيل ماه به اين درجه ، نتيجه مىگيريم بقاء و استمرار اين ماه را كه مثلا ماه شعبان و يا رمضان است .
4 - مترتّب مىكنيم بر اين بقاء و استمرار اثر شرعى مترتّب برآن را ، يعنى مىگوئيم اگر شعبان است كه پس فردا روزه گرفتن واجب نيست و مىشود افطار كرد . اگر رمضان است كه پس فردا روزه واجب است و افطار كردن حرام مىباشد .
الحاصل : بهتر است كه ما از اوّل از همين عناوين عدمى استفاده كرده و به همان نتايج دست پيدا كنيم و از پيچ و خم توجيهات خود را خلاص نمائيم .
* چه مراحلى تا به اينجا در رابطهء با جريان استصحاب در زمان و زمانيات پيموده شد ؟
1 - اينكه استصحاب در خود زمان با دقت عقليّه جارى نمىشود .
2 - استصحاب با توجيهات ، تصرفات و مسامحات مختلفه در زمان جارى مىشود و لكن اصل مثبت و مبتنى بر دو ديدگاه در اين باب است .
3 - مىتوانيم بجاى پرداختن به توجيهات غير موجه به سراغ عناوين عدميّهاى برويم كه ملازم با زماناند و آنها را استصحاب كنيم ولى خوب در دستيابى به نتايج بايد به قول كسانى پناه ببريم كه قائل به حجيّت اصل مثبتاند .
* باتوجّه به جمعبندى اخير مراد از ( فالاولى . . . ) چيست ؟
اين است كه : به فرض كه استصحاب در خود زمان نيز از طريق توجيهات و يا در امور ملازم با زمان و . . . جارى بشود بهتر و آسانتر اين است كه استصحاب را در خود حكم شرعى جارى كنيم . فى المثل :
- قبلا شب بود ، اكنون در بقاء شب شكّ دارم ، به دنبال شكّ در بقاء شب ، شكّ مىكنيم در بقاء جواز اكل و شرب ، البته شكّ در حكم ، مسبّب از شكّ در موضوع است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 541
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٤١