تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
بقاء عبارتست از : استمرار عين موجود فى السابق ، در زمان لا حقّ . به عبارت ديگر بقاء عبارتست از : موجود بودن چيزى كه در زمان سابق موجود بود ، هم‌اكنون يعنى در زمان لا حقّ نيز عين همان چيزى موجود و محقّق است ، نه اينكه يك وجود جديد و تازه‌اى مماثل با آن وجود قديم حاصل و پديدار شده باشد . مثل : عدم تذكيه ازلى كه از اوّل بوده و همچنان استمرار دارد . * انما الكلام در چيست ؟ در اين است كه بگوئيم : استصحاب در امور قارهء مقيده به زمان جارى است . به عبارت ديگر : استصحاب در امور مستقرّه ، قابل جريان است و معقول و نه غير مستقرّه ، مثل اينكه : زيدى وجود داشت ، اكنون شكّ مىكنيم كه آيا هنوز هم وجود دارد يا نه ؟ استصحاب مىكنيم بقاء وجود زيد را . چرا كه زيد از امور مستقرّ است . * ملاك تقسيم‌بندى اشياء به قارّه و غير قارّه چيست ؟ اجتماع و يا عدم اجتماع اجزائشان است . * به چه امورى غير قارّه گفته مىشود ؟ به امورى كه سيال بوده و اجزاء آنها بالفعل در يك جا جمع نمىشوند بلكه هر جزئى كه محقّق مىشود ، جزء قبل معدوم مىگردد مثل زمان ، حركت ، سيلان آب ، تكلم و . . . به عبارت ديگر : به وجوداتى كه داراى قرار و ثبات نيستند و اجزاء آنها در يك جا جمع نمىشوند و نمىتوان تمام اجزاء آنها را در آن واحد و يا يك پيكرهء واحد مشاهده كرد امور غير قارّه گفته مىشود . به عبارت ديگر : در وجودات غير قارّه ، هر جزئى كه موجود و محقّق مىشود الا و لابدّ بايد معدوم شود تا جزء بعدى بتواند جاى آن را بگيرد . به عبارت ديگر : وجودات غير قارّه ، امور تدريجى الوجود هستند كه به تدريج از قوه به فعليت مىرسند و هر جزئى كه به فعليت مىرسد ، معدوم شده و جاى خود را به جزء بعدى مىدهد . به عبارت ديگر : وجودات غير قارّه ، متصرّم‌الوجودند ، يعنى مرتبا يوجد و ينعدم ، مثل خود زمان و حركت و تكلم و اكل و شرب و . . .
شد مبدّل آب اين جو ، چند بار * عكس ماه و عكس اختر برقرار
* امور قارّه چگونه امورى هستند ؟ امورى هستند كه اجزائشان بالفعل مجتمع‌اند ، و به تعبير ديگر سيال نيستند به عبارت ديگر : امور قارّه ، وجوداتى هستند كه داراى قرار و ثبات هستند و همهء اجزاء آنها به صورت بالفعل در يك جا
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 530 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى