كه آيا قبلا متّصف به ليليت بوده است يا نه ؟
پس : شكّ شما در اينگونه موارد ، شكّ در بقاء ما كان نيست ، بلكه در حدوث و تجدد مثل است و چنين جائى مجراى استصحاب نمىباشد .
2 - و اما در زمانيات نيز اگرچه غير از خود زماناند و لكن چون در طرز زمان و به صورت تدريجى ، يوجد و ينعدم ، استصحاب جارى نمىشود .
* امور زمانيه چگونه امورى هستند ؟
امورى هستند كه ماهيتا از مقولهء زمان نيستند و لكن در بستر زمان موجود مىشوند و مشخصهء آنها زمان است .
به عبارت ديگر : امورى هستند كه به مرور زمان و به صورت تدريجى قدم به عالم وجود گذاشته و سپس معدوم مىشوند و فرد ديگرى جاى آنها را مىگيرد ، مثل تكلم كه هر كلمهاى در آنى از متكلّم صادر مىشود ، و با رفتن آن آنى كه كلمه در آن صادر شده كلمه نيز مىرود و معدوم مىشود و كلمهء بعدى در آن بعدى موجود مىشود .
حال شما تا اين لحظه يقين داشتى به تكلم ، اگر از اين لحظه كه آن جديدى حادث شد شكّ كنيد كه تكلمى هست يا نه ؟ جارى استصحاب بقاء تكلم وجود ندارد . چرا ؟ چون اين تكلم مشكوك كه در اين لحظه مورد شك واقع شده از مقولهء شكّ در حدوث مثل است و نه از قبيل شكّ در بقاء ما كان و هكذا نسبت به سيلان آب و . . .
3 - و امّا در امور مقيّد به زمان مثل صوم الجمعة و يا صوم الخميس ، نيز استصحاب جارى نمىشود . به عبارت ديگر : استصحاب در امور قارّهاى كه به حسب ماهيّت داراى ثبات و قرارند و لكن مقيّد به قيد زمان شدهاند جارى نمىشود . فى المثل : وقتى گفته مىشود : اكرم العلماء .
وجوب اكرام ، يك حقيقت مستقر و ثابت است . و لكن مولى فرموده : اكرم العلماء يوم الجمعة . يعنى وجوب را مقيّد كرده است به روز جمعه .
حال : اگر شما در روز شنبه شكّ كنيد كه آيا باز هم اكرام علماء واجب است يا نه ؟ نمىتوانيد استصحاب كنيد وجوب روز جمعه را . چرا كه وجوب قبلى مقيّد به روز جمعه بود و لذا وقتى قيد رفت مقيّد هم از بين مىرود .
پس وجوب اكرام در روز جمعه با گذشتن روز جمعه ، از بين رفت و اين وجوب روز شنبه ، اگر هم مسلّم بشود ، وجوب جديدى است غير از آن وجوب قبلى لكن مماثل آن و مصداقى از كلّى وجوب مىباشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 532
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٣٢