* جناب شيخ مگر هميشه زمام امور در دست ماست كه هرطور كه بخواهيم به نفع خودمان استصحاب جارى كنيم ؟
خير ، هميشه زمام امور در دست ما نيست ، بلكه در برخى از موارد چارهاى نداريم جز اينكه استصحابى را جارى كنيم كه اصل مثبت نباشد .
فى المثل : در آن مثال آب كرّ ، اگر بگوئيم : الكرّ كان موجودا و الآن ايضا موجود ، فهذا الماء كرّ مىشود اصل مثبت و غلط . لكن اگر بگوئيم : هذا الماء كان كرّا و الآن ايضا كرّ ، ديگر اصل مثبت نيست .
چرا و سرّ مطلب چيست ؟ اين است كه موضوع استصحاب در اينجا دوتاست ، اين آبى كه از آن بطور محسوس برداشته شده ديگر آن آب كر ديروزى نيست ، و اين با دقت عقليّه كاملا مفهم است .
پس چرا استصحاب شما در خود هذا الماء اصل مثبت نمىشود و صحيح است . بخاطر اينكه هذا الماء از نظر عرف ، همان آب ديروز است و با برداشتن يك سطل موضوع عوض نشده است و لذا استصحاب در اين صورت صحيح است و اصل مثبت نيست .
و يا فى المثل در آن مثال دم : اگر زن بگويد : هذا الدم لم يكن حيضا و الآن ليس به حيض ، صحيح است و اصل مثبت نيست .
امّا اگر زنى ابتداء خون ببيند و شكّ كند كه اين دم حيض است يا دم استحاضه ؟ ديگر نمىتواند بگويد : اين دم حيض نبود . چرا ؟ چونكه اين خون سابقه ندارد تا كه او استصحاب كند عدم حيضيتش را .
پس اگر بخواهد استصحاب جارى كند بگويد : من حائض نبودم ، اكنون هم حائض نيستم ، پس اين خون هم خون حيض نيست ، مىشود اصل مثبت و غلط .
بنابراين : اجراى استصحاب در موارد مختلفه به لحاظ موارد فرق مىكند و اينگونه نيست كه زمامش بطور كلّى در دست ما باشد و ما به هر نحوى كه بخواهيم آن را اجرا كنيم .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 527
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٢٧