فاضل فرموده است اين استصحاب عدم تذكيهء مشهور درست نيست . چرا ؟ زيرا اين استصحاب عدم تذكيهاى كه شما مىكنيد ، يك كلّى است كه در ضمن دو فرد محقّق مىشود ، فى المثل : كلّى انسان در ضمن زيد و عمر ، حال سؤال ما اين است كه آيا اين عدم تذكيه قائم بر فرد اوّل بوده يا قائم بر فرد دوّم ؟
- اگر استصحاب مىكنيد عدم تذكيهاى را كه قائم بر فرد اوّل بوده ، او كه قطعا از بين رفته است .
- اگر استصحاب مىكنيد ، عدم تذكيهاى را كه قائم بر فرد دوّم است كه آنهم مشكوك الحدوث است .
الحاصل : همينطور كه حقّ نداشتيد در كلّى قسم سوم انسان را استصحاب كنيد همانطور هم نمىتوانيد عدم تذكيه را در كلّى حيوان استصحاب كنيد .
* جناب تونى چگونه است كه عدم تذكيه با دو فرد محقّق مىشود ؟
1 - يك عدم تذكيهاى داريم كه مربوط به حيوانات زنده است ، بدين معنا كه برخى حيوانات در حال حيات و زندگىشان مذكّى نيستند .
2 - يك عدم تذكيهاى هم داريم كه با مردار شدن حيواناتى كه در حال حيات مذكّى هستند محقّق مىشود .
به عبارت ديگر : اين عدم تذكيه ، گاهى بالحياة محقّق مىشود و گاهى به موت حتف انف .
اينطور كه ما احتمال مىدهيم كه پس از يك سال ، حيوان در خانه باشد ، نه اينكه قطع به وجود آن داشته باشيم ، اين احتمال از كجا سرچشمه مىگيرد ؟ از آنجا كه احتمال مىدهيم ، فيل در آنجا حادث شده باشد .
حال : احتمال عدم وجود حيوان در خانه مستند است به نبودن فيل يا مستند است به حدوث عصفور ؟ خواهيد گفت مستند است به حدوث عصفور .
يعنى : اگر احتمال بدهيم كه حيوانى در خانه نباشد ، بخاطر اين است كه : احتمال مىدهيم ، حادثى كه عصفور بوده به اقتضاى عمر يكسالهاش ديگر وجود ندارد .
پس : عدم وجود حيوان مستند شد به عدم حدوث عصفور .
و لذا جناب مستشكل خيال كرده است كه همانطور كه وجود حيوان مستند است به حدوث فيل ، عدم وجود حيوان نيز مستند است به عدم حدوث فيل و حال آنكه احتمال عدم حيوان
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 513
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥١٣