2 - ما احتمال مىدهيم كه بلافاصله پس از ارتفاع زيد كسى جايگزين او شده باشد و روى اين احتمال ، احتمال مىدهيم بقاء كلّى را .
حال سؤال اين است كه : اگر اين احتمال واقعيّت داشته باشد و عمرى در خانه باشد ، آيا اين عمرو ، حدثى است يا استمرارى ؟ حدوثى است ، چرا كه ما مىدانستيم كه از اوّل يك نفر در خانه بود و احتمال نفر ديگرى نمىرفت ، آنى كه بود زيد بود كه مرد و رفت . و لذا اگر اكنون كسى در خانه باشد تازه آمده است ، نه اينكه از اوّل آمده باشد .
پس در اينجا احتمال وجود كلّى در وجود فرد ديگر ، احتمالى حدوثى است و نه استمرارى و بقائى و لذا استصحاب جارى نمىشود .
* تنظير مسئله را در ما نحن فيه بياوريد ؟
1 - شخصى كثير الشك است ، يعنى مبتلا شده به شكّ زياد . و لذا از هر 5 نمازى كه مىخواند در 4 تاى آن شكّ مىكند .
2 - در روايات آمده است كه فرد كثير الشك نبايد به شكش اعتنا كند .
3 - اكنون مىدانيم كه اين فرد ديگر مبتلاى به اين درجه از شكّ نيست بلكه احتمال مىدهيم كه يا بطور كلّى اين ابتلاى به شكّ در او از بين رفته باشد ، و يا اينكه نه متبدل شده باشد به يك مرتبهء ضعيفترى به نحوى كه از هر 5 نمازى كه مىخواند در 2 تاى آن شكّ مىكند .
حال سؤال اين است كه آيا اين فرد در اين صورت بايد همان صفت كثرت شكّ را استصحاب كند و بگويد من كثير الشك بودم اكنون هم هستم و لذا به شكّ خودم اعتنا نمىكنم ؟ خوب بايد ديد كه چرا او چنين شكى مىكند ، چرا شكّ مىكند كه آيا تبدل حاكم شده است و يا اينكه شكّ بطور كلّى از بين رفته است ؟
چنين شكى يا به دليل تردّد در مفهوم كثرت شكّ است و يا به سبب تردّد مصداق كثرت شكّ .
1 - تردّد در مفهوم كثرت شكّ مثل اينكه : شارع فرموده لا شكّ لكثير الشك ، و لكن اين فرد نمىداند كه كثير الشك به كسى گفته مىشود كه از هر 5 نمازى كه مىخواند در 4 تاى آن شكّ مىكند يا به كسى گفته مىشود كه در 2 تاى آن شكّ مىكند ، خلاصه نمىداند كه كثرت شكّ به چهار نماز از 5 نماز صدق مىكند يا به دو شكّ از 5 نماز .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 511
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥١١