تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
2 - اكنون يقينا مىدانيم كه زيد از بين رفته است ، لكن احتمال مىدهيم كه مصاحب و همراهى داشته كه هنوز آن مصاحب وجود داشته باشد . حال سؤال اين است كه : اگر حيوانى در خانه باشد ، از اوّل بوده يا اينكه تازه پيدا شده است ؟ خواهيد گفت كه از اوّل بوده است . چرا ؟ چون احتمال وجود انسان از آنجا ناشى شده است كه شايد دو نفر بوده‌اند كه ما به يكى از آنها علم داشتيم و لكن به آن ديگرى علم نداشتيم . يعنى روى اين احتمال كه دو نفر بوده‌اند اكنون احتمال مىدهيم كه شايد هنوز يك حيوان در خانه باشد ، كه كلّى حيوان نيز در آن محقّق و مستمرّ باشد . و لذا روى اين حساب استصحاب در اين فرض بلامانع است . * در تبيين فرض دوّم نيز مثال بزنيد ؟ فى المثل : 1 - جسمى بود يقينا سياه كه مورد رؤيت ما بود . 2 - اكنون يقينا مىدانيم كه آن سياهى از بين رفته باشد ، لكن اين احتمال وجود دارد كه سياهى به كلى از بين رفته باشد و جايگزينى براى او پيدا شده باشد و احتمال هم مىرود كه به سياهى كم‌رنگ‌تر متبدل شده باشد . حال سؤال اين است كه : اگر اين سياهى شديد به سياهى ضعيف‌تر تبديل شده باشد ، عرفا به آن حدوث مىگويند يا استمرار ؟ در پاسخ بايد گفت با دقت فلسفى و عقلى حدوث گفته مىشود چرا كه اين دو سياهى به لحاظ هويت با هم متفاوت‌اند و لكن به لحاظ عرف ، استمرار است و اين همان سياهى است . پس : در اين صورت نيز استصحاب بقاء سياهى ، بلامانع است ، چرا كه يك سياهى وجود داشت ، اكنون هم وجود دارد ، و لو در ضمن يك مرتبهء ديگرى باشد . * در تبيين فرض سوّم مثال بزنيد ؟ در اين فرض ، همان‌طور كه استصحاب فردين جايز نيست ، استصحاب كلّى نيز جايز نمىباشد . چرا ؟ زيرا : 1 - زيد بود كه مىدانيم حتما از بين رفته است ، و لكن نمىدانيم كه عمرو حادث شده است يا نه ؟ و لذا در اينجا احتمال مصاحبت نمىدهيم ، چرا كه مىدانستيم زيد به تنهايى در خانه بود و از بين رفت .