پس : نسبت به حدث اصغر شكّ در بقاء نداريد و نسبت به حدث اكبر هم يقين سابق نداريد ، چرا كه نمىدانيد بايد حدث اصغر را استصحاب كنيد و يا احدث اكبر را به تعبير ديگر حدث بولى را يا حدث منوى را ؟
2 - و امّا در رابطهء با استصحاب كلّى در اينجا ، نظر ما اين است كه : بله ، مىتوان كلّى را استصحاب كرد و اثرات شرعى را نيز برآن مترتّب نمود ، فى المثل : ما محدث بوديم ، يا بالبول و يا بالمنى ، لكن اكنون براى ما شكّ پيدا شده است كه آيا مىتوانيم استصحاب كنيم بقاء كلّى حدث را يا نه ؟
استصحاب مىكنيم بقاء كلّى حدث را .
چرا ؟ زيرا اركان نسبت به استصحاب كلّى تكميل است ، چرا ؟ زيرا يقين داشتيم كه حدثى بود ، لكن اكنون شكّ داريم كه آيا آن حدث باقى است يا نه ؟
و لذا هم يقين سابق نسبت به كلّى وجود دارد ، هم شكّ لا حقّ نسبت به آن و هيچيك از اركان استصحاب كلّى مختل نيست .
پس : استصحاب مىكنيم بقاء آن حدث را .
* وقتى ما كلّى را استصحاب كرديم آيا اثر كلّى را مىتوانيم برآن مترتّب كنيم و يا اينكه آثار خصوص كلّ من الفرد را هم مىتوانيم برآن كلّى مرتب كنيم ؟
در پاسخ بايد بدانيد كه استصحاب كلّى به درد مترتّب كردن اثر شخصى ، در صورتى كه اثر شخصى وجود داشته باشد ، نمىخورد ، فى المثل : شما نمىدانيد كه محدث بالبول بودهايد و يا محدث بالمنى ؟ مىرويد و وضو مىگيريد و لكن شكّ داريد كه آيا حدث از شما بر طرف شد يا نه ؟
به شما مىگوئيم : در اينجا استصحاب كنيد بقاء حدث را و ميان غسل و وضو جمع كنيد و گرنه حقّ نداريد كه وارد به نماز شويد .
حال سؤال ما اين است كه آيا شما مىتوانيد با استصحاب كلّى حدث اين نتيجه را بگيريد كه دخول در مسجد حرام است ؟ بايد بدانيد كه خير ، چرا ؟ چون شما رفتيد و وضو گرفتيد ، پس چرا پس از آن استصحاب حدث مىكنيد ؟ بخاطر اينكه شايد موجب حدث جنابت بوده باشد . كه اثر شخصى آن حرمت دخول در مسجد است و برآن مترتّب مىشود .
* جناب شيخ چرا ترتب اين اثر شخصى بر استصحاب كلّى حدث در اينجا جايز نيست ؟
بخاطر اينكه اين شايد موجب حدث جنابت بوده باشد ، يك اثر عقلى است و نه يك اثر
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٠٤