فى المثل از خود مىپرسد : هل يجوز الدّخول فى الصلاة ام لا ؟
استصحاب مىكند بقاء حدث را و نتيجه مىگيرد عدم دخول در نماز را . چرا ؟ زيرا جواز دخول در نماز و عدم جواز دخول در نماز دائر مدار محدث بودن يا محدث نبودن است ، حال چه حدث اصغر باشد و چه حدث اكبر . و لذا در اين صورت نيز مىتواند كلّى را استصحاب كند و هم فرد را .
به عبارت ديگر : اگر هدف او ترتب اثر بر كلّى است ، مثل حرمت دخول در نماز ، استصحاب مىكند كلّى حدث را . و اگر هدف او ترتب اثر بر فرد است مثل حرمت دخول در مسجد ، استصحاب مىكند فرد جنابت را . تمام .
* در تبيين قسم دوّم يعنى آنجا كه شكّ در بقاء كلّى بخاطر شكّ در صنف الفرد است مثال بزنيد ؟
بله ، مثال اوّل از موارد شكّ در رافع است ، مثل اينكه :
1 - شخص شما يا به واسطه صدور بول و يا به جهت خروج منى محدث شده بوديد .
2 - بلند شويد و وضو گرفتيد ، پس از وضو به شكّ مىافتيد كه آيا حدث بر طرف شده است يا نه ؟ چرا ؟ زيرا : آن فردى كه اين كلّى حدث در ضمن آن فرد محقّق شده بود ، براى شما مشخص نشده است كه آيا حدث اصغر بوده است يا حدث اكبر ؟ به عبارت ديگر شما شكّ داريد كه آيا محدث به حدث اصغر شدهايد يا محدث به حدث اكبر ؟
و لذا : اگر شما مىدانستيد كه محدث بالبول هستيد ، متوجه مىشديد كه با گرفتن وضو حدث بر طرف شده است . و اگر مىدانستيد كه محدث بالمنى هستيد ، متوجه مىشديد كه با وضو گرفتن حدث بالمنى بر طرف نمىشود و نشده است .
امّا مشكل شما در اين است كه نمىدانيد محدث بالمنى بودهايد يا محدث بالبول ؟
امّا بالعكس : شما رفتيد و غسل نموديد ، پس از غسل شكّ كرديد كه آيا حدث بر طرف شده است يا نه ؟ در اينجا به شما مىگوئيم :
- اگر حدث شما بالمنى بوده ، بله با غسل كردن ، حدث بر طرف شده است .
- اگر حدث شما بالبول بوده ، خير حدث بالبول ، با غسل بر طرف نمىشود .
بنابراين : شكّ شما در بقاء كلّى در حدث بخاطر اين است كه نمىدانيد آن فرد از كدام صنف است ، بول يا منى و يا . . .
* چرا اين مثال از موارد شكّ در رافع به حساب مىآيد ؟
زيرا : با وضو و غسل حدث بر طرف مىشود و لكن بدون وضو و غسل ، حدث بر طرف نمىشود ،
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 502
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٠٢