تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
مذكّى بود كه گفته شد ، ميته يك امر عدمى است . امّا بر مبناى دوم كه مىگويد : ميته يك امر وجودى است ، و حرمت و نجاست را بر اساس ادلّه مترتب بر ميته مىداند و نه بر عدم المذكى ، اشكال چهارمى پيش مىآيد كه نمىتوان استصحاب عدم تذكيه را جارى و يا اثبات نمود . چرا ؟ زيرا با اجرا اصل عدم تذكيه و ترتب ميته بودن و به اين نتيجه رسيدن كه پس حرام و نجس است ، مىشود اصل مثبت ، كه از قبيل اثبات احد الضدين به نفى ضد ديگر است و اصل مثبت هم حجّت نيست . و لذا بايد از اين اصل موضوعى گذشت . آنگاه شكّ مىكنيم كه آيا اين موضوع نجاست و حرمت يعنى موت حتف انف ، حاصل شد است يا نه ؟ استصحاب مىكنيم عدم حصول آن موضوع را . * با اين استصحاب مذكّى بودن ثابت مىشود ؟ خير ، چون باز هم اصل مثبت است و از قبيل اثبات احد الضّدين بنفى الآخر مىباشد . * پس اجراى اين اصل در اينجا چه ارزشى دارد ؟ حد اقل موضوع نجاست را كه موت حتف انف باشد برمىدارد و در نتيجه نوبت به اصول حكميّه طهارت و حليّت مىرسد . پس بايد حكم به طهارت و حليّت نمود و نه به حرمت و نجاست و لذا وجهى براى فتواى مشهور وجود ندارد . * پاسخ جناب شيخ به اين اعتراض چيست ؟ پس از بيان اعتراض پنجم ، در عبارت : لكن هذا كله ، بدان پاسخ خواهد داد . * غرض از عبارت ( لما زعمه السيد الشارح للوافية . . . ) چيست ؟ در حقيقت پنجمين اعتراض به استصحاب عدم تذكيهء مشهور است بواسطهء مرحوم سيد صدر كه مىفرمايد : 1 - حكم شرعى حرمت و نجاست مترتب بر ميته بودن است . 2 - ميته بودن هم يك امر وجودى است كه همان مات حتف انفه است . 3 - استصحاب عدم تذكيه نيز اصل مثبت است ، همان‌طور كه استصحاب عدم موت حتف انف اصل مثبت است . * پس چه تفاوتى بين رأى سيد و رأى قبلى وجود دارد ؟ سيد اصل مثبت را حجّت و آن را جارى مىداند و لذا هريك از دو استصحاب جارى مىشود