2 - در صورتى كه وصف داراى مفهوم باشد ، مفهوم آيهء شريفه اين مىشود كه : پس چيزى كه نام خدا برآن برده نشده ، استفاده نكنيد ، كه بر شما حرام است ، چرا كه تذكيه نشده است .
پس : حرمت در اينجا نيز بر عدم المذكّى مترتب شده است .
* گواه و شاهد بعدى شيخ در دفاع از رأى مشهور در مدعاى مورد نظر چيست ؟
موثقهء ابن بكير است كه مىگويد :
سئل زرارة ابا عبد اللّه عليه السّلام عن الصلاة فى الثعالب و الفنك و السّنجاب و غيره من الوبر فاخرج كتابا زعم انّها املاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله :
انّ الصلاة فى و بر كلّ شيء حرام اكله فالصلاة فى وبره و شعره و جلده ، و بوله و روثه و كلّ شىء منه فاسد لا تقبل تلك الصلاة حتى يصلّى فى غيره ممّا احلّ الله أكله و ان كان مما يؤكل لحمه فالصّلاة فى وبره و بوله و شعره و روثه و كلّ شىء منه جايزة اذا علمت انّه ذكّى قد ذكاه الذّابح .
* محل استشهاد ايشان در اين موثّقه كدام فراز است ؟
همين فراز اخير موثّقه است .
* كيفيّت استشهاد ؟
فراز اخير موثّقه :
1 - با مدلول مطابقى دلالت دارد بر اينكه اگر شىء مذكّى باشد ، پس نماز خواندن در آن جايز است .
2 - به مفهوم شرط دلالت دارد كه اگر مذكّى نباشد ، پس نماز در آن جايز نيست .
در نتيجه : اثر شرعى جواز و عدم جواز بر مذكّى بودن و عدم آن مترتب شده است .
* گواه و مؤيد ديگر شيخ چيست ؟ مشهور چيست ؟
اين است كه :
1 - در برخى از روايات حكم كرده به اينكه اگر سگهاى شكارى حيوانى را صيد كردند در صورتى كه شكارچى پس از مردن صيد به آن برسد و لكن شكّ كند كه آيا مردن صيد به اجل طبيعى بود يا به تعبير ديگر به حتف انف بوده است تا حرام باشد و يا اينكه به واسطه گرفته شدنش بواسطهء كلب مرده است ، تا حلال باشد ؟ اين صيد حرام است .
چرا ؟ در ذيل اين روايت علّت آورده است به اينكه : چون شكّ داريد كه آيا موت مستند به كلب معلم است يا نه ؟ و در نتيجه شكّ داريد كه آيا تذكيه شده است يا نه ؟ از اينجا روشن مىشود كه معيار مذكّى بودن و نبودن است ، و به مجرد انتفاء تذكيه حليّت هم منتفى مىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 483
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٨٣