تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
حرمت و ) نجاست اين است كه : نجاست در نظر شرع مترتب است بر خود عدم تذكيه ( كه يك امر عدمى است و نه اينكه اثر موت حتف انف يعنى مردار شدن باشد تا بشود اصل مثبت ) ، چنان كه ارشاد و راهنمائى مىكند به اين ادعا ( كه نجاست اثر عدم تذكيه است ) : 1 - اين سخن خداى تعالى كه مىفرمايد : حرام است ، مگر چيزى كه شما آن را تذكيه كرده‌ايد كه اين كلام ظهور دارد در اينكه ، پس آنچه حرام است ، همان گوشت حيوانى است كه تذكيه برآن واقع نشده است ، يا واقعا ( مثل اينكه خود ببينيم كه مات حتف انفه ) و يا به طريق شرعى تذكيه نشده باشد و لو اينكه ( مثل استصحاب عدم تذكيه عند الشك ) اصل باشد . 2 - و اين سخن خداى تعالى كه مىفرمايد : نخوريد از گوشت آن حيوانى كه اسم خدا برآن ذكر نشده است . ( كه در اينجا حرمت را برده است روى امر عدمى كه لم يذكر اسم اللّه است ) . 3 - و اين سخن خداى تعالى كه مىفرمايد : از آنچه اسم خدا برآن برده شده بخوريد ( كه مفهومش اين است كه از آنچه اسم خدا برآن برده نشده نخوريد ) . 4 - و اين سخن امام عليه السّلام در ذيل موثقهء ابن بكير است كه مىفرمايد : اگر اين لحم ذكّى باشد ، يعنى ذابح آن را تذكيه كرده بخوريد ( كه مفهومش اين است كه : اگر ذكّى نباشد از آن نخوريد ) . 5 - و برخى از اخبار كه معلل كرده ( و يا به تعبير ديگر علّت آورده است ) براى حرام بودن صيدى كه سگ شكارى براى صيد او فرستاده شده ، و لكن شكارچى نمىداند كه اين صيد ، قبلا مرده بود و يا به سبب گرفتن سگ شكارى مرده است ، شكّ شكارچى را در استناد مرگ آن صيد به كلب معلم يعنى سگ شكارچى ، و الى غير ذلك از احاديثى كه در آنها شرط شده است ، علم به استناد قتل به فرستادن سگ شكارى ، و نهى شده است از خوردن آن صيد در صورت شكّ در تذكيهء آن .

( پاسخ شيخنا به يك اشكال مقدّر )

اينكه ( ما گفتيم كه ميته و مردار بر شما حرام شده است ) ، تنافى ندارد با آنچه دلالت دارد بر اينكه حكم نجاست مترتب است ، بر موضوع ميته ، چرا كه ميته عبارتست از هر چيزى كه تذكيه نشده است ( بدين معنا كه ميته برمىگردد به امر عدمى ، چونكه لازم نيست كه ميته حتما به صورت حتف انف باشد ، بلكه ممكن است واجد شرايط ذبح شرعى نشده باشد ، يعنى ميته جامع ميان موت حتف انف و ذبح ناصحيح است ) زيرا تذكيه ( مثل نماز ، روزه ، حج و . . . يك امر شرعى توقيفى است ،