تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
از هر پنج نماز در چهارتاى آن شكّ كند و يا به كسى هم كه از هر پنج نماز در سه‌تاى آن شكّ كند اطلاق كثير الشك مىشود ؟ حال : شبههء در عنوان مفهوم فوق است و لكن مكلّف وضع خود را مىداند كه اكنون از هر پنج نماز در سه‌تاى آن شكّ مىكند . * مرادتان از شبههء مصداقيه در اينجا چيست ؟ اين است كه : ما معناى كثير الشك را مىدانيم ، يعنى مىدانيم به كسى كثير الشك مىگويند كه از هر پنج نماز در چهارتاى آن شكّ كند و لكن اين مكلّف وضع خود را نمىداند كه آيا امروز نيز مثل ديروز از هر پنج نماز در چهارتاى آن شكّ مىكند و يا اينكه امروز فرق كرده و مثلا از هر پنج نماز در سه‌تاى آن شكّ مىكند ؟ * پس غرض از ( او علم اضافة المائع ثم شكّ فى زوالها او تبدّلها . . . ) چيست ؟ ذكر سومين مثال در تبيين مطلب اخير در فرض دوّم است و لذا مىگويد : فى المثل : 1 - ما مىدانيم كه با آب مضاف نمىتوان وضو گرفت و يا غسل كرد و تطهير نمود و اين خود داراى مراتبى است . 2 - در خارج مايع مضافى مثلا گلاب داريم و اين را هم مىدانيم كه داراى طعم و بوى مخصوصى است . 3 - پس از مدتى مقدارى آب به آن مخلوط كرديم كه در نتيجه مقدار زيادى از آن طعم و بو از بين رفته است . 4 - اكنون شكّ مىكنيم كه آيا مضاف بودن آن مايع همچنان باقى است ، لكن از مرتبهء شديده به ضعفه تبديل شده و يا اينكه مضاف بودن به كلى از بين رفته و به آب مطلق تبديل شده است ؟ در اينجا : باز هم به لحاظ عرفى شكّ در بقاء صدق مىكند و مجراى استصحاب است اگرچه به حسب دقت عقلى موضوع عوض شده است ، و لكن ملاك عرف است نه عقل مداقه‌گر فلسفى . * حاصل مطلب در ( و لذا لا اشكال فى استصحاب الاعراض حتى . . . ) چيست ؟ اين است كه : براساس همين اصل كه ضابطه در استصحاب ديد عرف است مىگوئيم : استصحاب اعراض از قبيل رنگها و مزه‌ها و . . . حتى بر مبناى اشاعره هم جارى مىشود . به عبارت ديگر : در رابطهء با بقاء يك عرض در يك محل مثل بقاء رنگ در جسم ميان متكلمين دو نظر