سياهى شديد بود و اكنون نيز پس از يك ساعت شما يقين داريد به اينكه آن سياهى شديده از بين رفته است و لكن احتمال مىدهيد كه شايد به مرتبهء ديگرى از سياهى كه ضعيفتر و كمرنگتر است تبديل شده و شايد هم آن سياهى شديده به كلّى از بين رفته باشد و سفيدى جايگزين آن شده باشد ؟
حال سؤال اين است كه : اگر در اينجا واقعا مرتبهء ديگرى از سياهى موجود باشد ، آيا استمرار همان سياهى سابق است و يا اينكه وجودى است مغاير با آن ؟
در پاسخ مىگوئيم : با دقت عقلى مغاير است و لكن از نظر و يا به ديد عرفى متحد است .
پس : در حقيقت شكّ ما در بقاء همان متيقّن سابق است و لذا استصحاب بقاء كلّى سواد جارى مىشود .
* پس غرض از ( و كذا لو كان الشّخص فى مرتبة من كثرة الشكّ ثمّ . . . ) چيست ؟
ذكر دومين مثال در تبيين مطلب اخير در فرض دوّم است و لذا مىفرمايد :
1 - عنوان كثير الشك يك عنوان كلّى ذات المراتب است .
مرتبهء عاليهء اين كلّى آن فردى است كه در تمام نمازهايش شكّ مىكند و همينطور پائين آمده تا آنجا كه كسى هم از هر چهار نماز مثلا در يك نمازش شكّ مىكند .
پس : بطور كلّى بحثى در ذات المراتب بودن عنوان كثير الشك وجود ندارد .
2 - فى المثل شخصى است كه از هر سه نماز در دو نمازش شكّ مىكند و داراى اين مرتبهء از شكّ قرار دارد .
3 - در روايات آمده است كه : لا سهو لمن كثر عليه السّهو .
4 - پس از مدتى اين فرد شكّ مىكند كه آيا كثير الشك بودنش به كلى از بين رفته است تا از اين پس به شكوكش اعتنا بكند و يا اينكه به مرتبهء پايينترى نازل شده و هنوز به كلّى از بين نرفته است ؟
در اينجا مىگوئيم : اگر در واقع به مرتبهء نازلهاى تقليل يافته باشد ، به لحاظ عرف اين باقى مانده ، همان ما كان است .
پس قابل استصحاب است و اين فرد نبايد به شكوكش اعتنا كند ، و در اين جهت فرقى بين شبهه مفهوميه و يا مصداقيه نيست .
* مرادتان از شبههء مفهوميه در اينجا چيست ؟
اين است كه : در معنا و مفهوم كثير الشك ، شكّ داريم كه آيا كثير الشك به كسى مىگويند كه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٧١